موسسه سراج مدیریت

« اداره مردمی » جمهوری اسلامی؛ کدام رئیس‌جمهور می‌تواند؟
« اداره مردمی » جمهوری اسلامی؛ کدام رئیس‌جمهور می‌تواند؟

نویسنده: دکتر میثم قراباغی

امام خامنه‌ای(۱ /۱ / ۱۴۰۳ ):
« بِجد اعتقاد دارم که این جهش بدون مشارکت مردم و بدون حضور مردم اتّفاق نخواهد افتاد. اگر ما بخواهیم جهش تولید داشته باشیم، بایستی اقتصاد را مردمی کنیم، باید پای مردم را به عرصه‌ی تولید به نحو محسوسی باز کنیم، موانع حضور مردم را برطرف کنیم. در بخش مردمی ظرفیّت‌های بزرگی وجود دارد و این ظرفیّت‌ها بایستی فعّال بشود، باید از آنها به نفع کشور و به نفع مردم استفاده بشود.»

 ۱. «میدان‌داری» مطلق سازمان‌های دولتی بوروکرات
اینجا ایران است؛ فروردین۱۴۰۳. وضعیت «حضور مردم در حل مسائل حیاتی کشور» خیلی متفاوت از دهه شصت است و اگر مسئولان همچنان به بازی‌های مختلف «سربرگ‌های شکیل شعارسال مردمی‌سازی» و «دولت مردمی کار خوبی است انجام بشود» ادامه دهند، مسائل حل نشده‌ای که بوروکرات‌های دولت از عهده حل آن عاجزند، تصاعدی خواهد شد و به زودی آتش این ناتوانیِ چهار میلیون کارمند دولت، خرمن «اعتماد عمومی» به نظام اسلامی را خواهد سوزاند.

۲. منتظر «دولت» نماندن امام خمینی
در دهه شصت اگر نظام اسلامی برای سوادآموزی منتظر وزارت آموزش و پرورش، برای مقابله با تهاجم سراسری صدامیان، منتظر ارتش، برای مقابله با شرارت‌های ضدانقلاب و بعدتر «مجاهدین خلق» منتظر شهربانی، برای محرومیت‌زدایی از روستاها منتظر وزارت کشاورزی، برای ساخت مسکن منتظر وزارت مسکن، برای کمک به نیازمندان منتظر بهزیستی، برای تبلیغات دینی منتظر وزارت فرهنگ باقی می‌ماند، هیچگاه مردم فرصت حضور در حل مسائل حیاتی نظام را پیدا نمی‌کردند و البته همه این مسائل حل نشده باقی می‌ماند.

۳. ساختار نهادهای انقلابی؛ «بستر» حضور مردم
فتح الفتوح ساختارسازی، با الهام خدا به آن مرد خدا و البته بصیرت عجیب خود امام خمینی رخ داد. «ساختار نهادی مردم‌بنیان» متولد شد. نظام اسلامی از منظر «دانش سازمان و مدیریت»، کاری خارق‌العاده کرد. با پیام‌های امام خمینی کبیر، «نهادهای انقلابی» تشکیل شد.مردم در بستر ساختار نهادی «نهضت سوادآموزی»، برای حل مسئله بی‌سوادی، الزامی به پایبندی به قرطاس‌بازی‌ها و تشریفات متعدّد دولت و وزارت آموزش و پروش نداشتند. یاران حاج قاسم سلیمانی در کرمان و انقلابی‌های همفکر او در اقصی نقاط ایران، بدون الزام به «بوروکراسی اداری» ارتش که اساساً اجازه حضور ایشان را نمی‌داد و آنان را «غیرمتخصص» برای ماموریت خطیر تهاجم دشمن تشخیص می‌داد، نهادانقلابی «سپاه» را برای کنشگری در مقابل صدام و یاری انقلاب انتخاب کردند. انقلابی‌های هر محله برای رفع معضلات محله خود، به جای اکتفا به گزارش و حتی گاه التماس به شهربانی، در بستر «اعتماد» حاکمیت و ذیل عنوان نهاد مقدس «کمیته انقلاب اسلامی»، خود به پا خواستند و امنیت محله را از جهات مختلف تامین کردند. انگیزه‌های ایمانی جوانان علاقه‌مند به خدمتگزاری به مردم،‌ بستر نهادانقلابی «جهادسازندگی» را برای بروز و پرورش این نیّت مناسب تشخیص داد. دلسوزان حل مشکلات مردم، با نیت خیرخواهانه، فعالیت در «بنیادمسکن» را باقیات الصّالحاتی مناسب برای روز جزا تشخیص دادند. خیّران مومن که دغدغه خانواده‌های محروم و نیازمند را داشتند، نهاد مردمی «کمیته امداد» را همان سازوکار سهل و روان این خدمتگزاری تلقی کردند. دغدغه‌مندان ترویج فرهنگ متعالی اسلامی، «شورای تبلیغات اسلامی» را سازوکار فعالیت خود فهم کردند.

 ۴. «معجزه» نهادهای انقلابی آشکار می‌شود
با خیزش سراسری مومنین، «بی‌سوادی» به محاق رفت. با حضور نوجوانان و جوانان، سپاه مردمی اسلام موفق شد «جنگ جهانی سوم» با پشتیبانی آمریکا و شوروی و حمایت مالی دولت‌های عربی را با پیروزی به پایان رساند؛ به گونه‌ای که دیگر هیچ ابرقدرتی برای تهاجم «نظامی» به ایران وسوسه نشد. با جانفشانی پاسداران کمیته انقلاب اسلامی، «فتنه بزرگ» مجاهدین خلق که هزاران نفر از جمله شهید بهشتی را به خاک و خون کشیده بودند، در مدتی «کوتاه» مهار شد. اعضای نهاد عظیم جهادسازندگی چنان امکانات و برق و آب و پل و… را به روستاییان محروم رساندند که امپراطور ژاپن در دیدار رئیس جمهوری ایران، تقاضای انتقال «مدل توسعه روستایی برق آسای ایران» به کشور ژاپن را داشت. معضل مسکن که به دلیل انقلاب سفید شاه پهلوی در حاشیه شهرها غوغا می‌کرد، به خانه‌دار شدن خیل عظیمی از خانواده‌ها منجر شد و سال ۱۳۶۸ معضل مسکن به نسبت بسیار خوبی «مهار» شد. مددجویانی که خودکفا می‌شدند با همّت انقلابی کمیته امداد، روز به روز بیشتر شد. در سایه بی‌تفاوتی بوروکرات‌ها به مناسبت‌های انقلابی و زنده نگه‌داشتن «شور انقلابی مردم»، شورای تبلیغات اسلامی(بعدها سازمان تبلیغات) تلاش‌هایی انجام داد.

Verified by MonsterInsights