ناگفته های مدیریت در اندیشه امام خامنه ای
نویسندگان:سید علی اصغر علوی[۱] ،سعید حجازی فر[۲]
چکیده
انقلاب اسلامی با خود یک سبک مدیریت و رهبری جدیدی از رهبران خود به دنیای علم نشان داد که در مدیریت مرسومی که در دانشکده های مدیریت آموزش داده میشود، مرسوم نیست. این جلوه های مدیریتی کمتر مطمح نظر بوده و این به خاطر آن است که کمتر به رهبر معظم انقلاب از منظر یک استاد مدیریت نگریسته شده است؛ حال آنکه بسیاری از بیانات ایشان، دارای جنبه های مدیریتی قابل توجه است و مهمتر از همه آنکه این اندیشه مدیریتی را در زمان رهبری خویش به اجرا در آورده اند. این تحقیق بر آن است با استفاده از روش کیفی از جنبه های مدیریتی رهبر معظم انقلاب ارائه دهد که در مدیریت مرسوم بیان نشده است. این تحقیق برای جمعآوری اطلاعات از روش اسنادی بهره برده است. در این پژوهش تاکید بر مواردی است که توجه به آن در دانش مدیریت رایج نیست و در اندیشه رهبر معظم انقلاب برجسته است. رهآوردهای پژوهش نشان میدهد که در سبک رهبری ایشان مواردی مانند توجه به سنتهای الهی، در نظر گرفتن رزق لایحتسب در محاسبات مادی، ابتنای مدیریت بر اندیشه توحیدی و… دیده میشود که در سرفصلهای دانش مدیریت دیده نمیشود و بسیاری از مدیران از آن غافلند.
واژگان کلیدی:
مدیریت، امام خامنه ای، استاد سید علی حسینی خامنه ای، رهبر انقلاب، مدیریت اسلامی
مقدمه
انقلاب اسلامی با خود یک سبک مدیریت و رهبری جدیدی از رهبران خود به دنیای علم نشان داد که در مدیریت مرسومی که در دانشکده های مدیریت آموزش داده میشود، مرسوم نیست. این جلوه های مدیریتی کمتر مطمح نظر بوده است و این به خاطر آن است که کمتر به رهبر معظم انقلاب از منظر یک استاد مدیریت نگریسته شده است؛ حال آنکه بسیاری از بیانات ایشان، دارای جنبه های مدیریتی است. از این رو ضروری است پیوند کار مدیریتی با معنویت و تدین بهخوبی تبیین شود، تا بتوان به ناگفتههایی که کمتر مجال پرداختن به آن در دانشکدههای مدیریت وجود داشته رسید؛ چیزهایی که شنیدنش در دنیای مدیریت حیاتی بوده و تاکنون کمتر شنیده شده است. این تحقیق بر آن است تا مقام علمی رهبر معظم انقلاب را برای جوانان از محاق درآورد و به استادی و تسلط علمی و عملی رهبر معظم انقلاب در عرصه مدیریت اشاره نماید؛ شأنی که شاید مورد غفلت بسیاری قرار گرفته باشد.
مبانی نظری
مدیریت[۳]:
براي مديريت تعاريف مختلفی مطرح شده است. برخی مديريت را، فرآيند به کارگيري مؤثر و کارآمد منابع مادي و انساني در برنامهريزي، سازماندهي بسيج منابع و امکانات، هدايت و کنترل دانسته اند که براي دستيابي به اهداف سازماني و براساس نظام ارزشي مورد قبول، صورت ميگيرد (رضاییان، ۱۳۸۳، ۷). به عقیده عده ای دیگر، مديريت، مجموعهاي از فعاليتها (شامل برنامهريزي، تصميمگيري، سازماندهي، رهبري و کنترل) بر روي منابع سازمان (انساني، مالي، فيزيکي و اطلاعات) با هدف دستيابي به مقاصد سازمان به شيوه کارا و اثر بخش است (پیروز و دیگران، ۱۳۸۴، ۳). عده ای مدیریت را کار کردن با افراد به وسيله افراد و گروه ها براي تحقق هدف هاي سازماني مطرح کرده اند (هرسی و بلانچارد، ۱۳۸۴، ۱۳). بعضی هم مدیریت را فرایند تحقق اهداف سازمانی به وسیله انجام دادن چهار وظیفه برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل تعریف کرده اند (توکلی، ۱۳۸۳، ۱۶). بر این اساس میتوان گفت مديريت عبارت است از دانش و هنر به کار گيري منابع سازماني (انساني، مالي، فيزيکي و اطلاعاتي) براي دستيابي به اهداف سازماني به شيوه مطلوب.
استاد سید علی خامنه ای
آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای متولد ۱۳۱۸ ه.ش در مشهد مقدس هستند. ایشان پس از طی مدارج علمی حوزوی و نیل به مقام اجتهاد در سنین جوانی، کنش های سیاسی خود را به رهبری امام خمینی(ره) آغاز کردند. یکی از مبارزات تأثیرگذار ایشان در دوران پیش از انقلاب (همانند سال های پس از انقلاب)، جهاد تبیینی در باب معارف ناب اسلام بود، که این مقاله در صدد طرح محوری ترین مفهوم از این معارف است. سرانجام، مجاهدت های ایشان و همرزمان شان ذیل نهضت امام خمینی(ره) به ثمر نشست و جمهوری اسلامی پایه گذاری شد. ایشان همچنان پس از انقلاب به نظریه پردازی و مدیریت های کلان کشور در شرایط مختلف مشغول بودند تا سرانجام پس از رحلت امام خمینی(ره) به رهبری امّت اسلامی نایل آمدند.
پیشینه پژوهش
تلاشهای ارزشمندی در حوزه مدیریت رهبر معظم انقلاب صورت گرفته است. مانند:
- منظومه فکری آیت الله العظمی خامنه ای، عبدالحسین خسروپناه و جمعی از پژوهشگران، تهران، سازمان انتشارات فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۹۶.
- الگوی مدیریت از منظر حضرت آیت الله خامنه ای، جعفر رحمانی، قم، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، ۱۴۰۲.
- آنچه در دانشکده مدیریت نیاموختم، سید علی اصغر علوی، تهران، سدید، ۱۳۹۵.
- چهل تدبیر (مروری بر مقاطع بحرانی تاریخ جمهوری اسلامی، محمدعلی الفت پور، تهران، پرستا، ۱۳۸۹.
اما در این آثار کمتر به مباحثی که در مدیریت ایشان دیده میشود و در مدیریت مرسوم نیست پرداخته شده است.
روش پژوهش
روش تحقیق این مقاله، روش کیفی است. این تحقیق برای جمعآوری اطلاعات از روش اسنادی کتابخانهای (یادداشتبرداری به صورت تحلیلی توصیفی)بهره خواهد برد. همچنین مقاله حاضر میکوشد تا با استفاده از روش «تحلیل محتوا» به پشتوانه متون دینی و عنایت به بیانات رهبر معظم انقلاب، مباحثی را که در مدیریت کمتر به آن پرداخته شده، مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد.
یافته های پژوهش
۱.امیدمحوری
امید در ادبیات رهبر معظم انقلاب کلمهای پربسامد است. در متن بیانیه گام دوم، توصیه نخستین، توصیه به امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. این امید که البته امیدی صادق است و تبیین آن در آینه آموزههای وحیانی ضروری مینماید، مدیریتی را به دنبال خواهد داشت که برای مدیران سودمند است. با عنایت به این مطلب که قرآن در رهبری حکیمانه رهبر معظم انقلاب جایگاه ویژهای دارد میتوان در قرآن دلایل این امید را جست.
«اکنون به شما فرزندان عزیزم در مورد چند سرفصل اساسی توصیههایی میکنم. این سرفصلها عبارتند از: علم و پژوهش، معنویّت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزّت ملّی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، سبک زندگی. امّا پیش از همهچیز، نخستین توصیهی من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همهی قفلها، هیچ گامی نمیتوان برداشت.» (بیانیه گام دوم انقلاب)
۲.ابتنای مدیریت بر توحید فعال
در بین معارف دینی (جهان بینی و ایدئولوژی)، توحید را میتوان مرکزی ترین و محوری ترین معرفت دانست. توحید به معنای نفی خدایان جز الله و اثبات ولایت الله است. این نفی و اثبات -که به یقین، فعالانه است نه منفعلانه- علاوه بر عرصه ذهن و نظر، در مقام عمل فردی و اجتماعی انسان نیز نقش برجسته ای دارد.
«ما به خیالمان می آید که توحید یک چیزی ست که فقط در مغزمان بایستی روشن کنیم، مسلّم کنیم؛ به زندگی که رسیدیم، این توحید در زندگی دیگر هیچ اثری ندارد؛ اگر هم اثر داشته باشد، در زندگی شخصی ست، در زندگی اجتماعی نیست.» (خامنه ای، ۱۳۹۲، ۲۰۸)
نظام اسلامی آن نظامی است که مبنی بر هندسه الهی برای جامعه است و مبنی بر نقش خدا در جامعه است. (خامنه ای، ۱۳۹۱، ۱۶۴) نظام اسلامی بر اساس توحید است. پایه اصلی توحید است. (همان، ۱۶۵)
۳.توجه به رزق محاسبه نشده
عواملی که خارج از محاسبه انساناند، وجود دارند. محاسبههای ما که همیشه محاسبههای تمام نیست. اگر انسان به خدا توکل کرد، آن محاسبات در خدمت او قرار خواهد گرفت و خدای متعال به او کمک خواهد کرد. «وَ مَن یَتِّقِاللَّه یَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ یَرزُقه مِن حیثُ لایَحتَسِب وَ مَن یَتَوکَّل عَلیاللَّهِ فَهُوَ حَسبُه» (بیانات رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان سپاه، ۲۹ شهریور ۱۳۶۹)
«رزق لایُحتسب» را همیشه در محاسباتتان بهطور اجمال در نظر داشته باشید. درست است که محاسبات عقلانی و مادّی، تأثیرگذارند، در این شکّی نیست و لازماند -هیچ آموزشی از آموزشهای اسلام به ما نمیگوید محاسبات عقلانی نکنید، محاسبات فکری و مادّی انجام ندهید؛ نه، حتماً باید محاسبه کرد- امّا یک جایی هم باز بگذارید برای محاسباتی فراتر از مسائل مادّی؛ فراتر از آنچه به عقل انسان میرسد؛ این، «رزق لایُحتسب» است؛ این همان چیزی است که محاسبه نشده است و به ما میرسد؛ این در همه محاسبات ما وجود دارد؛ در همه کارهای جبهه مؤمن، این را باید رعایت کرد و در نظر داشت و انتظارش را داشت. در دعا میخوانیم: «یا مَن اِذا تَضایَقَتِ الاُمورَ فَتَحَ لَها باباً لَم تَذهَب اِلَیهِ الاَوهام» وقتی کارها گره میخورَد، وقتی به حسب ظاهر بنبست به وجود میآید، گاهی خدای متعال از یک گوشه این بنبست یک راهی باز میکند که -لَم تَذهَب اِلَیهِ الاَوهام- هرگز وَهم بشر و اندیشه انسانی به آن نرسیده بود؛ چنین چیزی وجود دارد. (بیانات رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، ۱۹ بهمن ۱۳۹۵)
۴.تقوا صلاحیتی برای مدیریت
در صلاحیتهای مدیریتی به معنای مرسوم به مواردی مانند تقوا عنایت ویژه ای نمیشود.
«این را به عنوان یک تعهّد مدیریّتی در نظر بگیرید؛ جنابعالی که میخواهید کسی را به یک جایی منصوب کنید، یک کاری را به کسی بسپرید، دارا بودن این خصوصیّت را، یعنی خصوصیّت تقوا و تعهّد در امور مربوط به مردم را، جزو صلاحیّتهای مدیریّتی بدانید. یکی از صلاحیّتهای مدیریّتی این است که ببینید این طرف، دارای تقوا است، یعنی کاری که به او میسپرید، با امانت انجام میدهد یا نه. خب اگر این جور شد، آن وقت خدا مهمترین مؤلّفه در همه تصمیمگیریهای ما خواهد بود؛ معنی اینکه برای خدا کار کنیم، این جوری خواهد شد؛ آن وقت کارتان میشود عبادت…» (بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نظام ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸)
اینکه علمای اسلام و ملّت انقلابى ما و دلسوزان جامعه روى مسئلهى ولایت فقیه عادل، این قدر تکیه میکنند و امام بزرگوار ما (رضوان الله تعالى علیه) آن را آن قدر مهم میشمردند، به خاطر همین بود که اگر ما این مسئلهى معنوى را از جامعهى اسلامىمان سلب بکنیم ــ همچنان که آن کسانى که دلسپردهى به روشهاى غربى بودند و ارزشهاى غربى براى آنها اصل بود، در سالهاى اوّل میخواستند به همان شیوههاى غربى در باب حکومت در جامعهى اسلامى عمل بکنند ــ و اگر ما این اشتباه را میکردیم و بکنیم که در مسئلهى حکومت و مدیریّت جامعه، ملاک و معیار اسلامى را فراموش بکنیم و برویم در همان فرمهاى رایج دنیایى، معناى جامعهی اسلامى ما از بین خواهد رفت. این نقطه، تعیینکننده است. شاید این حدیث را بارها ماها گفتهایم و شنیدهایم و نقل کردهایم: لَاُعَذِّبَنَّ کُلَّ رَعِیّةٍ فِى الاِسلامِ اَطاعَت اِماماً جائِراً لَیسَ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اِن کانَتِ الرَعِیّةُ فِى اَعمالِها بَرَّةً تَقیَّةً وَ لَاَعفُوَنَّ عَن کُلِّ رَعِیّةٍ فِى الاِسلامِ اَطاعَت اِماماً هادِیاً مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اِن کانَتِ الرَّعِیّةُ فى اَعمالِها ظالِمَةً مُسیئَة؛(۵) حاصل اینکه اگر دستگاه مدیریّت جامعه صالح و سالم باشد، خطاهاى متن جامعه قابل اغماض است و در مسیر جامعه مشکلى به وجود نخواهد آورد؛ امّا اگر مدیریّت جامعه و رأس جامعه از صلاح و سلامت و عدل و تقوا و ورع و استقامت دور باشد، ولو در میان مردم صلاح هم وجود داشته باشد، آن صلاحِ بدنهى مردم نمیتواند این جامعه را به سرمنزل مطلوب هدایت کند؛ یعنى تأثیر رأس قلّه و رأس هرم و مجموعهى مدیریّت و دستگاه ادارهکننده در یک جامعه این قدر فوقالعاده است(بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران در سالروز عید سعید غدیر،۲/۴/۱۳۶۹).
۵.توجه به وعده های الهی در برنامه ریزی
در برنامهریزی به وعدههای الهی باید توجه کرد. این حرف تازه مدیریت توحیدی است که در کنار تنظیم یک بیانیه مأموریت یا نوشتن یک سند چشمانداز باید در نظر گرفت. اتفاقاً تنها چیزی که قابلمحاسبه است، اینهاست. غیر از این، همه این مطالعات و برنامهریزیها قابل خدشه است، به خاطر اینکه عوامل مؤثر در حوادث از محاسبه خارج است.
برنامهریزیای که ما نیاز داریم، باید ناظر به واقعیات و اقدامات عملی و قابل تحقق در حوزه باشد. نمیشود در خلأ برنامه زندگی کرد؛ باید برنامهریزی انجام بگیرد. پس باید به چیزهای عملی نگاه کرد؛ یعنی آرزوهایی که حق است و یک روزی بلاشک این آرزوها تحقق پیدا خواهد کرد. بنده از این آدمهای مأیوس بنبستنگر نیستم. من یقین دارم این آرزوها تحقق پیدا خواهد کرد، منتها بستگی دارد به اینکه شرایط و واقعیات چگونه پیش برود. عوامل مؤثر در حوادث، غالباً متنوع است؛ اغلب این حوادث هم از ذهن انسان خارج است، از محاسبات دور است. تنها چیزی که قابلمحاسبه است، اینهاست: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ينْصُرْكُمْ»[۴]، «من کان للَّه کان اللَّه له»[۵]، «وَلَينْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ينْصُرُهُ»[۶] چون غیبی است و خدای متعال فرموده و «هو اصدق القائلین»[۷] است. غیر از این، همه این مطالعات و برنامهریزیها قابل خدشه است، به خاطر اینکه عوامل مؤثر در حوادث از محاسبه خارج است. قدرتهای جهانی هم امروز در محاسباتشان همین را میدانند و ملاحظه هم میکنند؛ لذا شما میبینید یک چیزهایی را برنامهریزی میکنند یا اعلان میکنند، بعد تحقق پیدا نمیکند؛ نه به خاطر این است که پشیمان شدهاند، برای این است که میبینند نمیشود. حوادثی پیش میآید که محاسبه نشده است؛ بنابراین آن چیزهایی را که عملی است، باید بهطورجدی مطرح کرد و دنبال کرد.» (بیانات در دیدار جمعی از اساتید و فضلا و طلاب نخبه حوزه علمیه قم، ۲ آبان ۱۳۸۹).
۶.توجه تومان به تلاش جهادی ذیل عنایت به قدرت الهی
این روحیه نهتنها شخص مدیر را تربیت میکند بلکه مجموعه تحت اشراف او را هم رشد میدهد و با اتصال به مرکز قدرتمند فرماندهی عالم، فرمانهای خودش را پرنفوذتر و مؤثرتر مینماید.
بدیهی است قدرت خدا میآید پشت سر آن کسانی که وارد میدان میشوند، حرکت میکنند، تلاش میکنند، خودشان را برای همه کار آماده میکنند؛ اینها هستند که متّکی به قدرت الهیاند و نه کسانی که حاضر نیستند فداکاری کنند. به عبارت بهتر قدرت خدا پشت سر آدمهای تنبل نمیآید
قدرت خدا پشت سر آدمهای تنبل نمیآید؛ پشت سر ملّتهایی که حاضر نیستند فداکاری کنند، نمیآید. قدرت خدا پشت سر آن کسانی میآید که وارد میدان میشوند، حرکت میکنند، تلاش میکنند، خودشان را برای همه کار آماده میکنند؛ اینها متّکیاند به قدرت الهی. «ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ»[۸] خدا، مولای شما است؛ شما مولایی دارید که همه عالمِ وجود تحت قدرت او است؛ این مولای شما است و کافرین ندارند.
در جنگ بدر وقتیکه کفّار بنا کردند شعار دادن و بتهای خودشان را اسم آوردن، پیغمبر فرمود به مسلمانها بگویید: «اللَّهُ مَوْلَانَا وَ لَا مَوْلَى لَكُم»[۹] خدا مولای ما است، پشتیبان ما است، قدرت ما متّکی به قدرت او است و شما ندارید این را؛ همینجور هم شد(بیانات در دانشگاه افسرى و تربیت پاسداری امام حسین علیهالسلام، ۳ خرداد ۱۳۹۵).
۷.توجه به مفهوم توکل
«این برخورد، برخورد ارادهها است؛ این رویارویی، رویارویی ارادهها است؛ و اراده ما از آنها قویتر است. ما علاوهی بر اراده قوی، توکّل به خدا را هم داریم. آنها مولا ندارند؛ ما متّکی به اراده الهی هستیم» (بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نظام ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸)
۸.توجه به مفهوم تضرع
اگر نیاز به کمک الهی احساس شد، تضرع هم میآید و این تضرع با رسیدن به هدفها نسبت معناداری دارد. از ظرفیتهایی مانند تضرع برای حل مسائل استفاده نمیشد و این موارد شاید اصلاً دیده هم نمیشدند. این مفهوم بیشتر در مباحث فردیِ دینی شناخته میشود حال اینکه در نگاهی عمیق، ابزاری برای کار در عرصههای اجتماعی و بهخصوص مدیریتی هم هست.
«رسیدن به هدفهای بلندِ نظام اسلامی، همّتی میخواهد به همان بلندی و پایِ استواری میخواهد تا بتواند این مسیر دشوار را تا رسیدن به قلّهها طی کند و این جز با اتّصال به منبع قدرت، امکانپذیر نیست. هرجا شما در طول تاریخ، حاکمیت عدل و دین و معنویّت و اخلاق را مشاهده کردهاید، در مرکزیّت و قلب آن، یک دل آگاه و در مجموعه آن، دلهای متوجّه و متضرّعِ الیاللَّه را حتماً دیدهاید؛ صدر اسلام نیز همینطور بوده است. در طول تواریخ گذشته، هرجا چنین پدیدهای پیدا شده – که نادر هم بوده – همینطور بوده است. زمان خودِ ما هم این پرچم به دست کسی برافراشته شد که دلِ ذاکر و روحِ خاضع و خاشعِ او را در مقابل خداوند همه بعینه مشاهده کردند و آثار آن را دیدند. ما باید خود را بیشتر به این سمت بکشانیم و متمایل کنیم؛ خود را نیازمند کمک الهی بدانیم؛ این را احساس کنیم. به تواناییهای خود و آنچه به نظر ما قدرت ماست، تکیه استقلالی و ذاتی نکنیم؛ از خدا کمک بخواهیم و خود را محتاج او بدانیم. مثل «قارون» و بعضی امّتهای گذشته که قرآن در دو جا این را نقل میکند، نگوییم: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي»[۱۰] با تلاش و هنرِ خودم این را به دست آوردم. این غلط است. کمک را همیشه از خدا بخواهیم؛ راه را هم به سوی او باز بدانیم. راه همه ما به سوی خدا باز است.[۱۱] هر وقت ما با دل پاک و نیّت خالص به خدا رو بیاوریم، درهای رحمت خدا گشوده و فیض الهی شامل حال ما خواهد شد؛ این را بدانیم و کوتاهی نکنیم.» (بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۱۵ مرداد ۱۳۸۲)
«بعد از هر نصرتی كه خدای متعال به انسان میدهد، انسان موظف است خدای متعال را شكر و سپاس بگوید. بعدازآنکه خدای متعال به ما در یك عرصهای یك موفقیتی را ارزانی داشت، موظفیم تضرع و توسل و توجه خودمان را افزایش دهیم؛ این وظیفه ما است. فرمود:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ* وَرَأَيتَ النَّاسَ يدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا* فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا»[۱۲]
نصرت، تفضل الهی است؛ باید ما را به خدای متعال نزدیك كند، رابطه ما را با خدا احیا كند، تضرع ما را پیش خدای متعال افزایش دهد. خدا را شكر میكنیم.» (بیانات در دیدار مسئولان نظام، ۳۰ تیر ۱۳۹۲)
۹.ریاست نکردن مگر به تکلیف!
در جایجای دروس مدیریت همه دعوتی است بر مدیر شدن، اما جایی ولو به اشاره نگفتند ریاست نکن! جایی این هشدار مدیریتی داده نمیشود و از تلاش برای دستیابی به «ریاست» منع مگر در مواقع تکلیف، نهی نمیشود!
رسول اکرم (ص) فرمود که هیچ کس نیست که بر ده نفر یا بیشتر ریاست و امارت داشته باشد -هر کسی که بر ده نفر، نه حالا بر هشتاد میلیون نفر امارت و ریاست داشته باشد- «اِلّا جیءَ بِهِ یَومَ القیامَةِ مَغلولَةً یَدُهُ اِلى عُنُقِه»[۱۳] مگر اینکه این آدمِ رئیس را که اینقدر در دنیا محترم است و رئیس است و مدیر است، چنین آدمی را در روز قیامت وقتیکه میآورند، دست او را به گردنش بستهاند؛ یعنی دستبسته او را وارد محشر میکنند، آن هم به این شکل که دستش به گردنش بسته است. نفْس این مسئولیّت و آمریّت و ریاست، یک تبعاتی دارد که این را ایجاب میکند.
در آن حوزه مأموریّت که ما آنجا رئیسیم، مدیریم، یک کارهای هستیم، بعضی از کارها انجام میگیرد که ما میتوانستیم مانع آن بشویم و نشدیم؛ حالا یا غفلت کردیم وارد نشدیم، یا از روی تنبلی وارد نشدیم؛ این کار خلاف، زیر نظر ما و در پُست نگهبانی ما انجام گرفت -پُست نگهبانی ما است دیگر- یا بعضی از کارها باید انجام میگرفت در حوزه مأموریّت ما که انجام نگرفت؛ یا بهخاطر اینکه ما نفهمیدیم، دقّت نکردیم، تعقیب نکردیم، مشورت نکردیم، پرسوجو نکردیم و ندانستیم، یا نه، دانستیم، تنبلی کردیم، امروز و فردا کردیم، گفتیم حالا انشاءالله بعداً، فردا و ضایع شد، فوت شد. اگر ماها عقل داشته باشیم، باید دنبال ریاست ندویم؛ واقعاً اینجوری است. باید دنبال ریاست نرویم؛ ریاست این تبعات را دارد. بعضی میدوند دنبال ریاست، نمیفهمند که نفْس این آمریّت و ریاست، این خطرات را دارد که روز قیامت وقتی او را بیاورند، او را در پای محاسبه الهی دستبسته میآورند؛ این چیز خیلی مهمّی است.
اگر چنانچه او آدم خوبی بود، درستکار بود، در آنچه انجام گرفته بود، تقصیری و گناهی متوجّه او نبود، اینجا او را رها میکنند[۱۴] امّا اگر نه، انسان نیکوکاری نبوده است در دنیا، خودش هم آدم بدکار و بدعملی بوده است -هرجور بدعملیای که فرض کنید- اینجا آن گرفتاری و آن غل و زنجیری که به او بسته شده است، افزایش پیدا میکند.
اینها را باید ما بفهمیم؛ اینها را باید بفهمیم. دنبال کرسیهای ریاست بودن-چه ریاست اجرایی، چه ریاست تقنینی؛ میبینید برای نمایندگی مجلس بعضی خودشان را میکُشند، اگر چنانچه راه پیدا نکنند به هر دلیلی یا مثلاً فرض کنید صلاحیّتش را تأیید نکنند یا رأی نیاورد و غیره، خودش را به آبوآتش و درودیوار میزند که چرا نشد- عقل نیست، تدبیر نیست. ملاحظه کردید؟ اگر چنانچه این ریاست، مایه یک چنین دغدغهای است، خب انسان رها کند؛ مگر اینکه واقعاً متوجّه انسان بشود و واجب باشد برای انسان؛ آنجا بله، لازم است(بیانات در سهشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷ در ابتدای درس خارج فقه).
- ۱۰. تاکید بر شعار ما می توانیم
کاری که شما باید بکنید این است که اوّلاً این مسئلهی «ما میتوانیم» – که خوشبختانه یک شعار مقبولی در نزد همهی انسانهای منصف در این کشور است – را به مردم نشان بدهید؛ همینطوری که در نوشتهی ایشان هم ذکر شده. در بخشهای مختلف تلاش کنید که کارهای نکرده انجام بگیرد. حالا مثلاً فرض بفرمایید در صادرات خدمات مهندسی ما بیشتر کارهای عمرانی را مشاهده میکنیم؛ شما کاری کنید که محصولات مهندسی کشور در مبادلات کشور حضور داشته باشند؛ یعنی واقعاً بتوانیم ما محصول کارهای مهندسین خودمان در کارخانجات و در قطعهسازی و در بخشهای گوناگونِ وسیع مهندسی را در بازار مبادلات بینالمللی جهانی عرضه کنیم؛ این کار مهمّی است که این هم از عهدهی شماها بر میآید؛ یعنی شماها در این زمینه الان مسئولیت دارید، داخل دولت یا مجلس هستید و میتوانید تصمیم بگیرید(بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت روز ملّی مهندسی،۶/۱۱/۱۳۹۳).
۱۱.مدیریت بسیجی
در زمینهی اقتصاد هم همین جور، در زمینهی فعالیتهای تولیدی هم همین جور، در زمینهی پیشرفت علمی و تحقیقی هم همین جور. بنابراین منطقهای که ما نام بسیج را بر آن اطلاق میکنیم و روحیهی بسیجی را در آن گسترش میدهیم، یک منطقهی محدود نیست، فقط منطقهی نظامی نیست؛ همهی بخشهای کشور میتوانند دارای روحیهی بسیجی باشند. علمآموزی بسیجی، ثروتاندوزی بسیجی، دیپلماسی بسیجی، سیاستورزی بسیجی، مدیریت بسیجی، سازماندهی بسیجی؛ مفهوم بسیج شامل حال همهی این زمینهها میشود؛ معنایش هم عبارت است از نوآوری و ابتکار و اخلاص. روحیهی بسیجی این است. در مدیریتهای کشور، در نظام عمومی کشور و سازماندهی عمومی کشور، در فعالیتهای گوناگون، در فعالیتهای مرسوم دولتی، در فعالیتهای شخصی، همه جا روحیهی بسیجی میتواند خودش را نشان بدهد(بیانات در دیدار بسیجیان استان کرمانشاه،۲۲/۷/۱۳۹۰).
۱۲.جامع الاطراف بودن
میدانید، در دفاع هشت ساله – در مجموعهی داوطلبان و سپاه و اینها – هیچکس بعنوان فرمانده و رئیس وارد میدان نمیشد؛ همه بر اساس تلاش خودشان به مقامات بالا میرسیدند؛ یعنی یک نفری وارد میشد، بسیجی معمولی بود؛ بعد میدیدند آدم قابلی است، میشد فرماندهی دسته یا فرماندهی گروهان، بعد میشد فرماندهی گردان، بعد میشد فرماندهی تیپ، میرفت بالا. مدیریت جنگِ آن زمان هم فقط مدیریت نظامی نبود؛ من چون اوائل کار، مدت کوتاهی از نزدیک کارها را میدیدم، بعد هم که از دور؛ تهران بودیم، لاکن جریانها را میفهمیدم و میدانستم. مدیریت، صرفاً مدیریت نظامی نبود؛ مدیریت سیاسی بود، مدیریت فکری بود، مدیریت انسانی و ادبی و اخلاقی بود؛ تا کسی این چیزها را نداشت، نمیتوانست مجموعهی زیردست خودش را اداره کند و هدایت بکند(بیانات در دیدار اعضای خانواده و ستاد برگزاری یادوارهی شهید عبدالحسین برونسی۳/۱۲/۱۳۸۸).
۱۳.جوانگرایی و نخبه گرایی
این قانون بازنشستگان، یک قانون بسیار خوبی است. این از آن قوانینی است که ما به آن احتیاج داشتیم، جایش هم خالی بود. این قانون در واقع حلقهی بستهی مدیریتی را که گاهی اوقات در بعضی از جاها سالهای سال طول میکشد، این حلقهی مدیریتی بسته را باز میکند، میشکند، راه را برای جوانها میگشاید که بتوانند خودشان را برسانند به مراکز مدیریتی(بیانات در ابتدای درس خارج فقه درباره قانون منع بهکارگیری بازنشستگان،۱۳/۹/۱۳۹۷).
و نکتهی آخر هم در مورد مسئلهی نخبگان: تلاش کنید از نخبگان در چیدمان مدیریّتی کشور استفاده کنید؛ مدیریّتهای میانی به اینجور جوانها احتیاج دارند. حالا ممکن است شما مثلاً بگویید «این جوان تجربهی مدیریّت سطح درجهی یک را ندارد»، ولی مدیریّتهای میانی را این جوانها میتوانند انجام بدهند و از آنها استفاده کنید؛ بخصوص از آنهایی که متدیّن و دنبال کارهای دینی و اسلامی و مانند اینها هستند که بحمدالله تعدادشان هم خیلی زیاد است؛ شاید اکثر، از این قبیلند(.بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی،۲۵/۷/۱۳۹۵).
تکیه به جوانان که این نکتهی بسیار مهمّی است؛ بایستی جوانها را وارد میدان کرد. من البتّه بارها راجع به جوانها صحبت کردهام، این را هم گفتهام که مراد از «تکیه به جوانها» این نیست که هر کسی که جوان نیست باید از صحنه [خارج شود]؛ نه نخیر، هر کسی جایی دارد، کاری دارد؛… نیروی جوانی باید به کمک مجموعهی این حرکت بیاید. غفلت از این نیرو خسارت است، ما نباید غفلت کنیم؛ گاهی انسان میبیند که غفلت میشود. ما در مدیریّتهای بالا و بخصوص مدیریّتهای میانی میتوانیم از جوانها خیلی استفاده کنیم و وجود اینها را مغتنم بشمریم. در بعضی از کارهای مهم انسان وقتی که به یک جمع جوان یک اشارهای، یک تذکّر کوتاهی میدهد، بعد از مدّتِ نه چندان طولانیای اثرش را مشاهده میکند؛ میبیند توصیه تحقّق پیدا کرده، عمل شده، پیشرفت کردهاند، کار کردهاند… (گزیدهای از بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری،۴/۷/۱۳۹۸).
۱۴.برخورداری از مهارت مدیریتی
عَن اَبی ذَرٍّ (سَلامُ اللّهِ عَلَیهِ) اَنَّ النَّبیَّ (صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) قالَ یا اَبا ذَرٍّ اِنّی اُحِبُّ لَکَ ما اُحِبُّ لِنَفسی اِنّی اَراکَ ضَعیفاً فَلا تُؤَمَّرَنَّ عَلی اِثنَینِ وَ لا تَوَلَّیَنَّ مالَ یَتیم)[۱۵]
قالَ یا اَبا ذَرٍّ اِنّی اُحِبُّ لَکَ ما اُحِبُّ لِنَفسی
خود جناب ابیذر این توصیهی پیغمبر به خودش را ذکر میکند؛ برای ماها هم درس است، درس بسیار بزرگی است. حضرت به او فرمود من هر چه برای خودم دوست میدارم، برای تو هم دوست میدارم؛ یعنی آن چیزی که میخواهم به تو بگویم، از روی کمال محبّت است؛ چون انسان به خودش کمال محبّت را دارد. خب حالا آن حرفی که حضرت میخواهد به ابیذر بزند چیست؟
اِنّی اَراکَ ضَعیفا
من جنابعالی را در مدیریّت، ضعیف میبینم. خیلی آدم خوبی هستی، مجاهد فیسبیلاللّه، رُکگو، و آسمان بر راستگوتر از او سایه نیفکنده، زمین راستگوتر از او را بر خودش حمل نکرده؛ اینها همه به جای خود محفوظ، امّا شما آدم ضعیفی هستی.
فَلا تُؤَمَّرَنَّ عَلی اِثنَین
حالا که آدم ضعیفی هستی، مواظب باش بر دو نفر هم ریاست نکنی! یعنی پیدا است آن ضعفی هم که حضرت فرمودند، ضعف در مدیریّت است؛ یعنی تو آدمی هستی که مدیریّت نداری؛ اگر چنانچه بر دو نفر یا بیشتر ریاست پیدا کردی، نمیتوانی کار آنها را به سامان برسانی. این، درس برای ماها است. ما -حالا همهی ما نه؛ بعضیمان این جوری هستیم- به مجرّد اینکه یک مسندی، یک جایی، یا خالی میشود یا ممکن است خالی بشود، فوراً چشم میدوزیم که برویم آنجا! خب شما اوّل نگاه کن ببین میتوانی یا نمیتوانی. حالا بحث اسمنویسی برای انتخابات مجلس است، گفتند شروع شده، همین طور بدون محابا میروند! خب شما که میخواهی بروی آنجا، آنجا سؤال دارد؛ این تواناییای که خدا به من و شما میدهد، کنارش مسئولیّت هست. این [مطلبی] که عرض میکنم، در مورد خود این حقیر از همه بیشتر است. شما هم همین جور؛ یعنی آن کسانی که مسئولیّتی دارند، همین جور. هر مسئولیّتی، هر سِمَتی، هر تواناییای، در کنارش یک مسئولیّتی دارد، یک تعهّدی وجود دارد. میتوانید آن تعهّد را انجام بدهید یا نه؟ این خیلی درسِ بزرگی است.
مدیریتهای ناتوان و نااهل، نظام اخلاقی و سیاسی را در جامعه سست می کنند و انسانها را به ضعف می کشانند؛ آن وقت در چنین جامعه یی به طور طبیعی باز زمامداران از انسانهای نااهل تر و ضعیف تر رنج می برند و مبتلای به آنها می شوند(.بیانات در دیدار مردم پاکدشت،۱۰/۱۱/۱۳۸۰).
۱۵.تعهد در مدیریت
ما با مدیریّت دلسوز و کارآمد، بااحساس تعهّد و به کار گرفتن ابتکارها و استعدادهای انسانی، میتوانیم همه بنبستها را باز کنیم. ما در این زمینه چیزی کم نداریم. من مکرّر عرض کردهام که هر جا مدیریّتهای متعهّد، مؤمن و دلسوز بر سرکار بودند و با عقل و درایت و ایمان و تعهّد نسبت به مردم و نظام اسلامی کار کردند، ما توفیق پیدا کردیم. شما به عرصه کشور نگاه کنید؛ ما در زمینه بخشی از پیچیدهترین صنایع – که یک روز صنعتگران این کشور حتّی فکرش را نمیکردند – به خاطر مدیریّتهای کارآمد، به حدّ مطلوب رسیدیم(.بیانات در دیدار مسئولان وزارتخانههای صنایع و بازرگانی،۱۰/۴/۱۳۸۰).
- امانت و نعمت دانستن مدیریت و مسئولیت و لزوم شکر گزاری
قدرت و توانایی مدیریّت و احراز مناصب مدیریّتی یک نعمت است؛ یک روزی بود که ما و شما باید همینطور در جریان تصمیم مدیران جامعه -که به دشمنان دین و دشمنان کشور وابسته بودند- حرکت میکردیم، بدون اینکه اختیاری داشته باشیم؛ امروز، بسیاری از خود ما جزو مدیران کشور هستیم -در هر بخشی که هستیم، در هر حدّی که هستیم- و خدای متعال قدرت ایجاد مسیر، تغییر مسیر، تصحیح مسیر را به ما داده است؛ خب این یک نعمت است. این نعمت را چهجور مصرف میکنیم؟ اگر در جهت خدمت به مردم و هدایت جامعه به آن سمتی که مطلوب دین خدا است این مدیریّت بهکار رفت، خب این شکر نعمت است؛ اگر چنانچه در این جهت بهکار نرفت، معطّل ماند یا عکسش بهکار رفت، این کفر نعمت است(شرح حدیث در ابتدای جلسه درس خارج فقه،۱۰/۲/۱۳۹۶).
در جایگاه ریاست و مدیریت، و این حقیر در جاى خودم، مسئولین دولتى [هم] همینجور؛ با این روش باید نگاه کرد. امانتى است، این امانت را بایستى ادا کنیم؛ اِنَ اللهَ یَأمُرُکُم اَن تُؤَدُوا الاَمانتِ اِلى اَهلِها. اداى امانت هم به این است که آنچه وظیفهى ما است بشناسیم و در حد وسع – بیش از آن هم از ما نخواستهاند – و توان، براى آن تلاش کنیم و تا جایى که میتوانیم بدویم(بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى،۴/۳/۱۳۹۳).
۱۷.نظم و انضباط
ک نکتهی دیگر هم غیر از این مسئلهی تزکیه و برنامهریزی منظم، مسئلهی انضباط است. گسترش دستگاهها خیلی خوب است، اگر انسان بتواند درست اداره کند. خطری که وجود دارد، این است که رشتهی انضباط از دست برود. شما مدارس متعدّدی دارید در شهرهای مختلف کشور ــ چه مدرسهی طلبگی، چه مدرسهی غیر طلبگی، دبیرستان و مانند اینها ــ خب اینها انضباط لازم دارد، یعنی مدیریّت به معنای واقعی کلمه لازم دارد، اِشراف باید داشته باشید. سپردن کار به یک نفر و رها کردن کار در دست افراد [درست نیست]؛ مدیریّت عالی بایستی اِشراف همهجانبه داشته باشد. البتّه از همکاری همهی کسانی که میتوانند همکاری کنند باید استفاده کرد، شکّی نیست، بخصوص نیروهای جوان، ولیکن آن مدیریّت عالی باید اشراف و نگاه جامع داشته باشد. انضباط را حفظ کنید؛ مراقب باشید از دستتان در نرود. اگر دیدید اداره کردن یک جایی سخت است، تعطیل کنید؛ هیچ نگران نباشید از اینکه فلان واحد را در فلان شهر تعطیل میکنید، وقتی که انسان نتواند درست آن را اداره کند(بیانات در دیدار مدیران و جمعی از اساتید مدرسه عالی شهید مطهری،۱۳/۴/۱۴۰۳).
۱۸.مدیریت جهادی
«عزم ملّی و مدیریّت جهادی» در سال ۹۳ بهعنوان شعار مطرح میشود، امّا این چیزی نیست که مربوط به سال ۹۳ باشد؛ این هویّت ما است، این حیثیّت ما است، این آیندهی ما است، این ترسیمکنندهی سرنوشت ما است. اگر عزم ملّی بود، اگر مدیریّت جهادی بود، اقتصاد هم پیشرفت میکند، فرهنگ هم پیشرفت میکند؛ و ملّتی که اقتصاد پیشرفته داشته باشد و فرهنگ پیشرفته داشته باشد، در اوج قرار میگیرد و تحقیر نمیشود(بیانات در دیدار کارگران در گروه صنعتى مپنا،۱۰/۲/۱۳۹۳).
بالاخره آنچه ما لازم است در زمینهی مسائل مربوط به اقتصاد مقاومتی انجام بدهیم، یکی عزم راسخ است؛ بایستی با عزم جدّی دنبال این باشیم که اقتصاد مقاومتی را به معنای واقعی کلمه در داخل تحقّق ببخشیم؛ [همچنین] پرهیز از سهلانگاری، پرهیز از راحتطلبی و تکیهی بر مدیریّتهای جهادی؛ مدیریّت جهادی که بنده سال گذشته مطرح کردم و تأکید هم کردم که این مربوط به امسال نیست، مربوط به همیشه است؛ ما احتیاج داریم به مدیریّت جهادی. در سالهای اوّل انقلاب، در دوران جنگ و در طول این سی و چند سال، هرجا به مدیریّت جهادی تکیه کردیم، موفّق شدیم. مدیریّت جهادی ممکن است یک وقتهایی پِرت هم داشته باشد امّا پیشرفت خواهد داشت و کار را پیش خواهد برد. تکیهی به قدرت الهی، توکّل به خدای متعال، کار را با تدبیر و عقلانیّت امّا با عزم راسخ، بدون تردید و بدون ترس از جوانب پیش بردن؛ این مدیریّت جهادی است(بیانات در دیدار مسئولان نظام،۲/۴/۱۳۹۴).
ظرفیّتهایمان واقعاً بیپایان است و هر چه پیش برویم ظرفیّتهای جدیدی پیش میآید که البتّه باید با مدیریّت جهادی اینها به دست بیاید؛ با تدبیر واقعی و با مدیریّت جهادی اینها به دست میآید(بیانات در سخنرانی تلویزیونی به مناسبت عید قربان،۱۰/۵/۱۳۹۹).
نتیجه گیری و پیشنهادات
پژوهش حاضر با هدف بازخوانی مؤلفهها و آموزههای مغفول در اندیشه مدیریتی رهبر معظم انقلاب اسلامی، به تبیین ابعاد ناپیدای یک نظام فکری و عملی در باب مدیریت اسلامی پرداخت. یافتههای تحقیق نشان میدهد که رهبری معظم انقلاب، با نگاهی جامع، عمیق و توحیدی به مقوله مدیریت، مفاهیمی را طرح میکنند که در ادبیات کلاسیک و غربی مدیریت یا بهکلی غایباند یا جایگاهی حاشیهای دارند.
در این اندیشه، مدیریت صرفاً فرآیندی عقلانی، فنمحور و برآمده از نظم ابزاری نیست، بلکه تجلیگاه صفات الهی و بستر رشد معنوی مدیران و مجموعههای تحت مدیریت آنان است. در منظومه فکری ایشان، مفاهیمی چون امیدمحوری، ابتنای مدیریت بر توحید فعال، توجه به رزق محاسبه نشده، تقوا صلاحیتی برای مدیریت، توجه به وعده های الهی در برنامه ریزی، توجه تومان به تلاش جهادی ذیل عنایت به قدرت الهی، توجه به مفهوم توکل، توجه به مفهوم تضرع، ریاست نکردن مگر به تکلیف، تاکید بر شعار ما می توانیم، مدیریت بسیجی، جامع الاطراف بودن، جوانگرایی و نخبه گرایی، برخورداری از مهارت مدیریتی، تعهد در مدیریت، امانت و نعمت دانستن مدیریت و مسئولیت و لزوم شکر گزاری، نظم و انضباط، مدیریت جهادی، اجزایی کلیدی در فرآیند مدیریت هستند.
در نهایت، میتوان گفت اندیشه رهبری درباره مدیریت، پایهای است برای طراحی الگویی بومی و تمدنساز از مدیریت اسلامی که در آن، عقلانیت با معنویت، اقتدار با خدمت، و نظم با عدالت تلفیق میشود. نادیده گرفتن این الگو، محرومماندن از ظرفیتی عمیق و اصیل برای نجات مدیریت کشور از بحرانهای ساختاری و مفهومی است.
در راستای یافته های پژوهش پیشنهادات ذیل نیز مطرح می گردد:
- بازنگری در سرفصلهای آموزش مدیریت در دانشگاهه: پیشنهاد میشود مفاهیم معنوی و الهی مدیریت، همچون “رزق لایُحتسب”، “تضرع”، و “توکل” در سرفصلهای مدیریت اسلامی گنجانده شود.
- استخراج مدل مفهومی مدیریت الهی مبتنی بر بیانات رهبری:لازم است بر اساس دادههای استخراجشده از بیانات رهبر معظم انقلاب، مدل مفهومی جامعی برای مدیریت الهی ترسیم شود.
- تدوین کتاب یا منبع درسی با عنوان «اصول مدیریت از دیدگاه رهبری: با توجه به شواهد متعدد، میتوان یک منبع درسی کاربردی برای آموزش مدیریت اسلامی بر اساس اندیشه رهبری تدوین کرد.
- کاربردیسازی آموزهها در تربیت مدیران آیندهساز انقلاب اسلامی: نهادهایی مانند مرکز مدیریت حوزهها، بسیج، سازمان اداری و استخدامی و وزارت علوم، به ویژه مرکز آموزش مدیریت دولتی باید در برنامههای آموزش مدیران، این مفاهیم را وارد کنند.
- پژوهشهای تکمیلی در حوزه “مدیریت توحیدی”:پیشنهاد میشود در مقاطع تحصیلات تکمیلی، پژوهشهایی با محوریت مفاهیمی چون “مدیریت جهادی”، “تکلیفگرایی مدیریتی”، “تضرع سازمانی” و “هندسه معنوی مدیریت” صورت گیرد.
- تأسیس نهاد پژوهشی یا اندیشکده با تمرکز بر اندیشه مدیریتی رهبری: ایجاد یک نهاد برای گردآوری، تحلیل، نظاممندسازی و ترویج اندیشه مدیریتی رهبری، گامی بلند در ارتقای حکمرانی اسلامی خواهد بود.
منابع
- پیروز، علیآقا و دیگران، مدیریت در اسلام، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۴.
- توکلی، عبدالله، اصول و مبانی مدیریت، تهران، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۳.
- خامنه ای، سیدعلی، ولایت و حکومت، تهران، صهبا، ۱۳۹۱.
- خامنه ای، سیدعلی، طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، تهران، صهبا، ۱۳۹۲.
- رضائیان، علی، اصول مدیریت، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)،۱۳۸۳.
- هرسی، پال، بلانچارد، کنت، مدیریت رفتار سازمانی(کاربرد منابع انسانی)، ترجمه علی علاقه بند، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۴.
- سایت مقام معظم رهبری: https://farsi.khamenei.ir
[۱] -دکتری تخصصی قرآن و علوم (گرایش مدیریت) جامعه المصطفی العالمیه قم،ایمیل:modirekarbala313@chmail.ir
[۲] -استادیار دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه ارومیه، ایمیل:s.hejazifar@urmia.ac.ir
[۳]–Management
[۴] «يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ينْصُرْكُمْ وَيثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (محمد، ۷) اي کساني که ايمان آوردهايد! اگر (آيين) خدا را ياري کنيد، شما را ياري ميکند و گامهايتان را استوار ميدارد.
[۵] (بحار الأنوار، ج ۷۹، ص ۱۹۷؛ روضة المتقين، ج ۱۳، ص ۱۹۵؛ الوافی، ج ۸، ص ۷۸)
[۶] «…وَلَينْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ينْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِي عَزِيزٌ» (الحج، ۴۰) و خداوند کساني را که ياري او کنند (و از آيينش دفاع نمايند) ياري ميکند؛ خداوند قوي و شکستناپذير است.
[۷] «…وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا» (النساء، ۸۷) و کيست که از خداوند، راستگوتر باشد؟
«…وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا» (النساء، ۱۲۲) و کيست که در گفتار و وعدههايش، از خدا صادقتر باشد؟!
[۸] اين براي آن است که خداوند مولا و سرپرست کساني است که ايمان آوردند؛ اما کافران مولايي ندارند. (محمد، ۱۱)
[۹] الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج۱، ص ۲۷۴
[۱۰] (قارون) گفت: «اين ثروت را به وسيله دانشي که نزد من است، به دست آوردهام!» (القصص، ۷۸)
[۱۱] «وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَيْكَ قَرِيبُ الْمَسَافَةِ وَ أَنَّكَ لَا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَكَ» (مصباح المتهجد، ص ۵۸۳؛ اقبال الاعمال، ص ۶۷؛ بحارالانوار، ج ۹۵ ص ۸۳؛ مفاتیحالجنان، ص ۱۸۶ (دعای ابوحمزه ثمالی)) و اى پروردگار من! آنكه به سوى تو سفر میكند، فاصله او به تو نزديك است و تو از آفريدگان خود پنهان نمىشوى مگر آنكه كردارشان آنان را از تو بپوشاند.
[۱۲] هنگامیکه ياري خدا و پيروزي فرارسد و ببيني مردم گروهگروه وارد دين خدا ميشوند، پروردگارت را تسبيح و حمد کن و از او آمرزش بخواه که او بسيار توبهپذير است!
[۱۳] عَنِ النَّبِيِّ (صلىاللهعليهوآله) قَالَ: لَا يُؤْمَرُ رَجُلٌ عَلَى عَشَرَةٍ فَمَا فَوْقَهُمْ إِلَّا جِيءَ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَغْلُولَةً يَدُهُ إِلَى عُنُقِهِ، فَإِنْ كَانَ مُحْسِناً فُكَّ عَنْهُ و إِنْ كَانَ مُسِيئاً زِيدَ غِلًّا إِلَى غِلِّهِ. (الأمالي (للطوسي)، النص، ص ۲۶۴) پیامبر اکرم (ص) میفرماید: هیچکس نیست که بر ده نفر یا بیشتر، ریاست و امارت داشته باشد مگر اینکه او را روز قیامت در حالی که دستش به گردنش بسته است، میآورند؛ پس اگر چنانچه آدم درستکاری بود و تقصیری متوجّه او نبود، او را رها میکنند و اگر چنانچه بدکار و گناهکار بود، غل و زنجیرش افزایش پیدا میکند.
[۱۴] بالاخره شارع مقدّس و پروردگار عالم موازینی دارد؛ یک جاهایی ممکن است که انسان مَعفوّ باشد به دلیلی؛ قصورش قصورِ عنتقصیرٍ نباشد -گاهی ما قاصریم، جاهلیم امّا جهلمان عنتقصیرٍ است، گاهی نه، واقعاً تلاش خودمان را کردهایم، زحمتمان را کشیدهایم، آخرش این نتیجه درآمده- این قصور، اینجا مورد عفو الهی است. پس اگر «محسن» باشد، این آمر و این رئیس را رها میکنند.
[۱۵] -امالی طوسی، مجلس سیزدهم، ص ۳۸۴؛











