موسسه سراج مدیریت

تدوین نقشه جامع مدیریت اسلامی
تدوین نقشه جامع مدیریت اسلامی

موضوع سخنرانی: تدوین نقشه جامع مدیریت اسلامی

عنوان دوره: اولین دوره آموزشی و پژوهشی مدیریت اسلامی با موضوع طرح و نقد دیدگاهها و رویکردهای مختلف در حوزه مدیریت اسلامی

برگزار کننده: دانشگاه امام صادق علیه السلام

ارائه کننده: دکتر محمد ازگلی

زمان: مرداد ماه ۱۳۸۷

برای دانلود فایل صوتی کلیک نمایید.

متن سخنرانی:

بنام خدا

حدود ۶ ماه از تصويب موضوع طراحي نقشه علمي جامع مديريت اسلامي مي گذرد. ابتدا قرار بود اين بررسي بر اساس نقشه جامع علمي كشور كه مقام معظم رهبري (حَفَظَهُ الله تعالي) فرموده بودند دنبال شود. اين بررسي بر روي بحث نقشه جامع علمي كشور انجام شد.  نقشه جامع علمي كشوردر ۱۵ حوزه تعريف شده است كه يكي از اين حوزه ها نقشه علمي جامع علوم انساني است و يك حوزه نيز نقشه علمي جامع علوم اجتماعي. ممكن است در ذيل اين دو نقشه ما به نقشه علمي جامع مديريت اسلامي برسيم. طي بررسي هايي كه انجام شد، بيش از ۱۵۰۰ فايل در خصوص نقشه شناسايي و جمع آوري شد كه بحمدالله خدمت جناب دكتر جعفري مرحله ديگري را طي كرديم و به بحث لزوم ترسيم نقشه جامع علم مديريت اسلامي رسيديم.

      اساساً نقشه جامع علم ناظر به وضع موجودِ علم است، اما وقتي سخن از نقشه جامع علمي مي كنيم، بيشتر ناظر بر سياست علم و تكنولوژي در يك كشور است، بنابراين مربوط بر آينده است و اينكه ما در آينده چگونه مي خواهيم توسعه علمي ايجاد كنيم. اما براي ما مهم بود كه بفهميم اساساً نقشه وضع موجود علم مديريت اسلامي با فرض اين كه مديريت اسلامي علم تلقي شود، چيست؟

براي اين كه اين بررسي انجام شود، طبعاً بايد شناختي از علم مديريت و نقشه علم مديريت داشته باشيم كه اين خود مستلزم داشتن نقشه علم در حوزه علوم اجتماعي يا نقشه علم در حوزه علوم انساني و به طور كلي مستلزم نقشه علم در سطح كلان است. استحضار داريد كه مؤسسه ISI  كه مؤسسه تعيين شاخص هاي علم و شاخص هاي علمي است، هر ساله بر اساس مجله هايي كه مورد تأييد اين موسسه قرار مي گيرد، نرم افزارهايي را جهت تعيين نقشه علم توليد مي كنند. آنچه را كه در اين جستجوها يافتيم، اين بود كه علاوه بر ISI ، سازمان هاي جانبي ديگري وجود دارند كه كارشان ترسيم نقشة علم است. مثلاً يكي از اين سازمان ها، سازمان مجله نيچِر[۱] است. مجله نيچر در سال ۲۰۰۵ توسط دو دانشمند حوزه علم سنجي تأليف شد. يعني اين مبحث خود تبديل به يك رشته علمي به نام «سنجش علم»[۲] شده است كه وضعيت سنجش علم در هر برهه از زمان و مكان- را مشخص مي كند. سنجش علم داراي گرايش هاي مختلفي مي باشد به عنوان مثال كتاب سنجي[۳]،  شبكه سنجي[۴] و … . اكنون در مراكز سياست هاي علمي كشور گروه مختصري تحت عنوان گروه علم سنجي براي شناخت وضع موجود علم و يك گروه تحت عنوان گروه سياست علم كه براي شناخت و برنامه ريزي وضع مطلوب علم وجود دارد.

      اگر به اينترنت مراجعه كنيم نقشه اي با عنوان «نقشه دانش»[۵] از شركتي به نام سايتك بدست مي آيد و نقشه هاي مختلف جمع آوري شده كه نقشه نيچر با بررسي ۸۰۰ هزار مقاله طي سال هاي ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ به آن نقشه رسيده اند را مشاهده مي كنيد. اگر كليد واژه ديگري تحت عنوان «اطلس دانش»[۶] را در اينترنت مورد جستجو قرار دهيد، مشاهده مي كنيد كه در سه سطح به اين بررسي پرداخته اند. مطالب بدست آمده از اين منابع، كلياتي بود كه براي بررسي هاي ما كفايت نمي كرد. اگر چه براي روش شناسي تحقيق بسيار مفيد هستند كه نشان مي داد دانشمندان علم سنجي با چه ابزارهاي تحليلي به شناخت علم پرداخته اند.

اما براي ما مهم اينست كه يك الگوي منسجم از رشته مديريت داشته باشيم، يعني آيا در رابطه علم مديريت هم فعاليت علم سنجي صورت گرفته است؟ خوشبختانه در هفته گذشته موفق شديم مقاله اي در اين راستا بيابيم، تحت عنوان «خط مشي اصلي رشته علمي مديريت»[۷] كه توسط سه نفر از دانشمندان رشته مديريت در چين نوشته شده است و تاريخ انتشار آن ۳۰ /ماه مي/ ۲۰۰۸ ميلادي يعني ۱۰/خرداد/۸۷ است كه در واقع تازه ترين اثري است كه در حوزه علم مديريت منتشر شده است. به فضل الهي اين مقاله ترجمه و تبديل به پاور پوينت[۸] شده و تقديم حضور شما مي گردد. بنابراين ما هنوز وارد عرصه علم سنجي مديريت اسلامي نشده ايم، بلكه قصد داريم از طريق شناسايي مطالعات علم سنجي كه در حوزه هاي مختلف علوم انساني انجام شده، نمونه هايي را استخراج كنيم تا بفهيم آيا مي توانيم بر اساس اين نمونه ها به مطالعات علم سنجي مديريت اسلامي بپردازيم يا خير. به عبارت ديگر مي خواهيم بر اساس اين مطالعه دريابيم وضعيت موجود علم مديريت اسلامي در جهان چگونه است. طبيعتاً استحضار داريد كه تمام اين تحقيقات بر اساس مقالات ISI انجام شده است. آيا ما در ميان ۸۱ مجله مديريت كه در مجموعه ISI وجود دارد مي توانيم مقاله اي در حوزه مديريت اسلامي مشاهده كنيم كه اين بررسي به عهده من و شما است، هرچند بنده از حدود ۶ ماه پيش تا كنون در حال انجام اين بررسي هستم و تنها به مقالات معدودي دسترسي پيدا كرده ام.

      البته يكي از دانشمندان به اين سوال كه چه كنيم تا بتوانيم در حوزه علوم انساني نقش علم ترسيم كنيم، اين گونه پاسخ داده است كه بايد از رويكرد و روش شناسي تحقيق كتاب سنجي استفاده كنيم كه اين خود مقوله ديگري است كه بايد بررسي شود، اما قبل از آن بهتر است اين نمونه مديريت را كه اين دانشمند در كشور خود دنبال كرده است، بررسي كنيم. اين تحقيق ۶ هدف براي خود در نظر گرفته است:

۱- ترسيم قلمروهاي دانش

۲- ترسيم مرز رشته مديريت نوين

۳- روشن كردن موقعيت و جايگاه رشته اي مديريت نوين

 ۴- مشخص كردن رابطه ميان مديريت و ديگر رشته هاي مرتبط مانند روان شناسي، جامعه شناسي، اقتصاد و رياضيات.

 ۵- روند موقعيت رو به جلوي مديريت در نظام دانش انسان به عنوان يك رشته مستقل

۶- طرح و نقشه منطقي از رشته هاي مختلف

 علم مديريت نوين حدود ۳۰ سال است كه وارد چين شده است و دانشمندان چيني اين طبقه بندي را از علم مديريت كرده اند كه شامل علم مديريت مهندسي، مديريت بازرگاني، كشاورزي و جنگل داري، مديريت اقتصاد، مديريت عمومي، مديريت كتاب داري و آرشيو است. تقسيم بندي ديگري كه در كميته علوم بنيادي چين صورت گرفته شامل: علم مديريت محدود، مهندسي مديريت، مديريت اقتصاد، مديريت بازرگاني، مديريت كلان و مديريت علمي و فني است.

      در حال حاضر واژه «علم مديريت»[۹] ديگر به كار نمي رود، بلكه از واژه ي «علوم مديريت»[۱۰] استفاده مي كنند. تعريفي كه براي علوم مديريت ارائه شده است عبارت است از:

«علوم مديريت، مقوله اي رشته اي براي مطالعة انواع فعاليت هاي مديريتي در جامعه بشري و نام كلي بسياري از رشته هاي مديريت است كه فعاليت هاي مديريت را به عنوان يك موضوع مطالعه در بر مي گيرد.»

اكنون براي علم سنجي، بايد از تازه ترين روش ترسيم نقشه ي قلمرو دانش و مجلات بين المللي استفاده كنيم. اين تحقيق، پايان نامه اي است كه در چين انجام شده و اصل مقاله به زبان چيني در مجله مديريت چين منتشر شده است و در كنفرانس بين المللي علم سنجي در آلمان نيز در تاريخ ۳۰/ماه مي/۲۰۰۸ ارائه شده است. تشخيص مرزها و ساختار رشته اي، تعيين رابطه ميان مديريت و رشته هاي مرتبط، رابطه در حال تغيبر بين مديريت و رشته هاي مديريت از مواردي است كه در آن مد نظر گرفته شده است. اكنون سوال اينست كه از ترسيم اين نقشه چه بهره اي نصيب ما مي شود؟

وقتي مي خواهيم يك ساختمان بسازيم، بدون نقشه چگونه پيش برويم؟ اگر بدون نقشه به مسافرت برويم، چه اتفاقي مي افتد؟ همان بلايي كه اگر انسان بدون نقشه و قطب نما مسيري از مسيرهاي زندگي را پيش برود اتفاق مي افتد، در اين مسئله نيز بر سر انسان مي آيد. بنابراين نقشه علم مديريت و شناخت وضع موجود علم مديريت به ما كمك مي كند كه بفهميم اكنون قله ها و دره ها و دشت هاي علم مديريت كجاست. چه رودخانه هايي به علم مديريت جاري هستند و رودخانه هايي كه از علم مديريت خارج مي شوند، به كدام اقيانوس ها مي ريزند. اگر اين موارد را ندانيم، همگي ليسانس و دكتراي مديريت مي گيريم، ولي بعد چه مي شود؟ هر كسي سر كار خودش مي رود. چون نقشه نداشته است. يعني اين خانه اي كه ساخته است را رها كرده و وارد خانه ديگري مي شود، چون احساس مي كند اين خانه بكار او نمي آيد. يا در يك جاده اي براي سفر حركت كرده، احساس مي كند كه مسير را اشتباه و بيهوده آمده مثلاً مي خواسته به مشهد برود اما به تبريز رفته است. انبوه دانشي كه ما به عنوان دانش مديريت در مغزمان ذخيره كرده ايم، بدليل نداشتن نقشه، بدون استفاده مانده و به تدريج از ذهنمان رفته است.

اگر شما بخواهيد كار در حوزه مديريت اسلامي را شروع كنيد، بايد بدانيد پيشينيان شما در اين حوزه چه فعاليت هايي را انجام داده اند. انتخاب مجلات درجه يك حوزه مديريت بازرگاني و سپس روش تجزيه و تحليل هم استنادي را بكار كرده اند.

ما مي خواهيم در دانشگاه پيام نور ۲ كتاب را به عنوان منبع درسي درس ۳ واحدي مديريت اسلامي قرار دهيم. از ميان ۲۰۰ كتاب، ۲۶ كتاب شناسايي شدند كه از اين تعداد برخي اصلاً پيدا نشدند. حال با چه شناختي مي خواهيم اين كتاب ها را سنجيده و مناسب ترين كتاب ها در وضعيت فعلي براي درس مديريت اسلامي انتخاب كنيم تا اين كتاب را دانشجويان موقتاً مطالعه كنند و هر كسي به صورت سليقه اي درس مديريت اسلاميرا  به زعم خود ارائه نكند، تا يك كتاب منسجم و جامع پيدا كنيم. اين كار بسيار دشواري است كه بسيار به تفكر نيازمند است و هر كدام از ما مي خواهيم كتاب بنويسيم. من برخي از كتاب ها را ديده ام، چون كسي نبود كه فعاليتي بكند به بنده مراجعات زيادي مي شد و بنده به حسب تكليف شرعي اين كتاب را نوشتم و تقديم به عالم اسلام مي كنم، اما مشاهده مي كنيم كه در هر زمان ده ها كتاب مشابه وجود  داشته است، اما زحمت اين كتاب سنجي و يافتن كتاب هايي در اين حوزه را به خود نمي دهيم.

در كتاب سنجي، مجلات موجود در حوزه كيفي علم مديريت و حوزه كمي تحقيق در عمليات را مشخص كرده اند كه شامل «علم مديريت»[۱۱]، «دانش عملكرد و بهره برداري»[۱۲] و … در حدود ۲۰ مجله در هر ستون و حدود ۴۰ مجله در مجموع مي شد، سپس تعداد ارجاعات را مبنا قرار داده اند، يعني هنگامي كه به يك مقاله يا مجله هر چه بيشتر استناد مي شود، دليل اهميت آن مقاله و موضوع است كه موجب مي شود آن حوزه علم فربه شود و حوزه هاي ديگر عقب بمانند. درباره علت اين كه چرا بخشي از حوزه علم فربه مي شود و بخشي عقب مي ماند و يك حالت متعادلي ندارد، تحقيقات مستقلي در اين زمينه شده و ما هم بايد در كشور خود اين تحقيقات را انجام دهيم.

از بين اين ۴۰ مجله، ركورد هاي عنوان مقالات را از سال هاي ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ استخراج و بازيابي كرده اند. نتيجه آن ۱۲.۷۷۷ مقاله و ۴۷۴.۴۵۹ ركورد و كليد واژه مديريتي بود. سپس اين نتايج را پردازش كردند و بر اساس روش هم استنادي[۱۳] به اجزاء اصلي تجزيه و تحليل خوشه اي و وزنهاي و چند بعدي كردند تا به نتيجه برسند.

      ابزار تحليلشان نرم افزار SSCI  و ابزارهاي نرم افزاري سري و نرم افزار SPSS  بود. اين اولين تحليل بود كه طي آن اين نقشه بدست آمد، يعني اين نقاطي كه ملاحظه
مي فرماييد اسامي مجلات است. اين نمودار در سمت راست تا ۲، چپ تا  ۲- ، بالا تا رديف ۸  و پايين تا ۸- مشخص شده است.  اين نقشه چه چيزي را براي ما مشخص مي كند؟ بر اساس اين نقشه مجلات به سه دسته تقسيم شدند:

۱) مجلاتي كه نماينده جريان اصلي معاصر مديريت مدرن[۱۴] بودند.

۲) مجلات پشتيبان

۳) مجلاتي كه پلي ميان دانش در مقوله مالي و اقتصادي و مديريت هستند.

اين سه دسته به اين ترتيب تقسيم بندي شد: گروه ۱ شامل ۲۴ مجله، گروه ۲ شامل ۱۱ مجله و گروه ۳ شامل ۱ مجله.

از اين كه بحث، خسته كننده است از شما عذر مي خواهم، اما براي نتيجه گرفتن از كار بايد از اين بحث هاي كلي عبور كنيم. شما بايد همت كنيد و از اين نقشه كلي استفاده كنيد و كتاب هاي مديريت اسلامي را به سه دسته تقسيم كنيد. آيا مي توانيد اين كار را انجام دهيد و بگوييد بخشي از كتاب هاي مديريت اسلامي در زمينه بازاريابي مديريت منابع انساني، رفتار، مديريت استراتژيك، علم مديريت و … هستند.

اين نقشه را تحليل كردند تا بيان كنند كه حسابداري مالي و اقتصاد به كمك تحليل در عمليات، از بُعد انعكاس فعاليت هاي مديريتي سازمان هاي تأثير گذار در زندگي انسان، پشتيباني، تصميم گيري، مديريت، مديريت سازماني و مديريت استراتژيك را بر عهده دارند. البته ممكن است اين مطلب به ذهن شما خطور كند كه مگر با اين تحليل، كار مهمي انجام داده اند؟

شايد شما به صورت ذهني كه حدود ۱۰-۲۰ سال درس خوانده ايد، اين مطالب را بدانيد، اما اين نوع دانستن علمي نيست، بلكه شما بايد دانسته هاي خود را كمي كنيد، يعني مشخص كنيد كه ما هم مديريت اسلامي داريم؟ با چه ابزاري اين را مي توانيد ثابت كنيد؟

دانشجويان ما در رشته مديريت بايد به ابزار علم سنجي مسلط باشند. گروهي كه ما تشكيل داده ايم شامل افرادي است از قبيل آقاي آقازاده كه در حال انجام پايان نامه ارشد در مورد نقشه علم مديريت شهري است، آقاي حسين زاده كه يك برادر روحاني است نقشه اخلاق در مديريت را طراحي مي كند و در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه مشغول فعاليت است و به مرحله دفاع هم رسيده است. خانم راغب نقشه علم مديريت دولتي را طراحي مي كند و بنده هم در حال تنظيم نقشه علم مديريت اسلامي هستم. همه شما بزرگواران بايد به ما كمك كنيد و از شما استمداد مي كنم كه به جمع ما بپيونديد. ما گروهي به نام «علم سنجي مديريت در هيئت مروجان رهبري و مديريت اسلامي» تشكيل داده ايم. هر كس كه علاقه مند است، براي شروع  هر چه زودتر كار، عضو اين هيئت شود.

بايد در اين كار تك تك كتاب ها و مقالات اسلامي توسط اين روش ها مجدداً ارزيابي شود، سپس آن ها را در مقوله هاي خود دسته بندي كنيم. كار بسيار پر زحمتي است ولي سنگ بنا است. يعني وقتي شما اين فونداسيون را ايجاد كرديد، ديگران قادرند بر اين كار اتكا كرده و ساختمان مديريت اسلامي را بر اساس اين فونداسيون بسازند. مثلاً براي نامه امام علي به مالك اشتر بيش از ۱۱۰ شرح توسط افراد مختلف نوشته شده است. آيا كسي هست كه اين ۱۱۰ شرح را يكپارچه كند و به آيندگان بگويد كه فلان كارها در زمينه ي اين نامه انجام شده و كارهاي باقي مانده بايد توسط شما انجام شود و شما در صورت علاقه مندي در اين ابعاد فعاليت كنيد نه در همان ابعادي كه ديگران فعاليت كرده اند.

يا راجع به اخلاق مديريت اسلامي و اخلاق مديران، ۲۰۰۰ كتاب مديريت اسلامي و ۱۰۰۰۰ مقاله مديريت اسلامي بررسي شد و حدوداً بيش از نيمي از اين ها بحث اخلاق است، حتي شايد حدود %۸۰- ۷۰ باشد. اما برخي افراد كتابي تحت عنوان اخلاق مديريت تأليف كرده اند اما اصلاً اخلاق علمي را در اخلاق مديريت اسلامي رعايت نكرده اند، آيا اين كار صحيحي است كه ما از كتاب زيد و بكر مطلب استخراج كنيم، ولي آن را به صورت مُسند نهج البلاغه منتشر كنيم يا بحارالانوار، در حاليكه اصلاً نمي دانيم بحار الانوار چيست؟

حالا به بررسي بقيه نقشه ها مي پردازيم.پرسش هاي مطرح در مورد نحوة نگاه به رابطه: در مورد دو بعد كمي و كيفي مديريت سؤالاتي مطرح است كه بايد به آن ها پاسخ دهيم:

– چرا تحقيق در عمليات خارج از گروه دانش رشته اي مديريت است؟

– چرا علم مديريت مربوط به اين حوزه در نقشه نشان داده شده است؟

– چگونه مي توان آن ها را از هم متمايز كنيم؟

يافته ها به ما نشان مي دهند كه اين دو حوزه رابطه تنگاتنگي با هم داشته و مجلات به همديگر استناد دارند.

      ما ۹ مجله ذيل مقوله مديريت، ۸ مجله ذيل مقوله اقتصاد اسلامي و ۱ مجله ذيل مقوله جامعه شناسي داريم كه تفاوت هاي اين ها بيان شده است. آن چه مشاهده مي كنيد ساختار مجلات در گروه مجلات شماره ۱ است كه به جزئيات آن نمي پردازم و در صورتي كه دوستان علاقه مند بودند بعد از جلسه در خدمتشان خواهم بود. اين مقايسه تكرار استنادها است.

همان طور كه گفتم ما دو جريان داريم:

۱- رودخانه اي  كه وارد استخر  مديريت مي شود.

۲- رودخانه اي كه از استخر مديريت خارج مي شود.

آن چه را كه وارد مي شود را Citing Frequency مي نامند يعني مديريت از چه آبشخورهايي بهره مي گيرد و آن چه خارج مي شود را  Cited Frequency مي نامند، يعني تكرارهايي كه به آن ها استناد شده و اين خروجي مديريت است. هم چنين اين تحليل به ما مي گويد كه يافته هايش در قالب تحليل هم استنادي است، در مركز ۲ مجله مهم ذيل مقوله مديريت بين دو فصل نامه Administrative Science Quarterly و American management Journal  است. ۴ نقطه اي كه ملاحظه فرموديد مطرح است و ساير تحليل هاي انجام شده بر روي اين نقشه كه فقط به مديريت نوين مجلات علم مديريت پرداخته اند، يعني به بررسي مباحث كيفي پرداخته اند.

اگر ما بخواهيم تجزيه و تحليل كنيم اين كار چگونه صورت مي گيرد؟ مشخص كردن مجلات به صورت نمونه توسط مجلاتي كه به صورت منبع مورد استناد مجلات مديريت قرار گرفته است. ملاك انتخاب و رتبه بندي تخصصي بودن مجله بوده است. اين رتبه بندي فقط توسط سه نفر انجام نشده، بلكه صاحب نظران متعددي از سال ۱۳۸۰ به بعد اين كار را انجام داده اند و حدود ۱۰ رتبه بندي است. جدول شماره ۳ رتبه بندي ما را نشان مي دهد كه ملاحظه مي فرماييد. اصل مقاله و ترجمه فارسي اش موجود است كه مي توانيد به آن مراجعه كنيد.

      اين جدول، ۲۶ مجله و رشته هاي تحت پوشش آن ها را نشان مي دهد كه شامل مديريت استراتژيك، مديريت منابع انساني، رهبري، مديريت عمومي، روابط صنعتي و كار، مديريت كارآفريني، علم سازماني، علم تصميم گيري، تجارب بين المللي، مديريت كمي و … است و حدود ۴۰۰ استناد داشته ايم.

نمودار شماره ۳، نقشه دانش هم استناد مجله هاي مديريت و رشته هاي مرتبط طي سال هاي ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰ است كه ملاحظه مي فرماييد اين مجلات در كدام حوزه ها فعاليت داشته اند. نرم افزار World Smeet4 در اختيار بوده كه از آن بر روي تحليل دفعات تكرار كليد واژه ها بر روي صفحات مجلات پنج گروه اقدام شد كه اين جدول به دست آمد.

گروه ۱: مجلات مديريت * گروه ۲: روانشناسي، جامعه شناسي، سازمان * گروه ۳ : مجلات مالي، اقتصاد، علوم اجتماعي * گروه۴: اقتصاد، سياست، تحقيق در عمليات * گروه۵: روانشناسي.

 نمودار اين ۵ گروه نشان مي دهد كه گروه ۲ و۳ از كلمات مشابهي استفاده كرده اند يعني كلمات Society ، مجلات گروه ۳ و ۴ كلمات مشابه استفاده كرده اند كه در اقتصاد مي گنجند و مجلات گروه۲ و۴ هم از روان شناسي استفاده كرده اند. اين گروه ها تقسيم شد به روانشناسي، جامعه شناسي و اقتصاد، با اين مبنا كه تمايلات اين مجلات به اين رشته ها است.

با اين روش شما مي توانيد مقالات مديريت اسلامي را دسته بندي كنيد، كه ما اين كار را در سال ۱۳۷۵ انجام داديم و در مجلة دانشكده علوم انساني دانشگاه امام حسين (عليه السلام) شماره ۱۹ قابل مشاهده ما است. در آن جا مشخص كرديم كه مقاله هايي كه در حوزه مديريت اسلامي نوشته شده، داراي مجموعاً ۱۰ حوزة مختلف است. در برخي حوزه ها مثل اخلاق، آفات مديريت، ويژگي هاي مديران و … كارهايي انجام شده بود، اما در حوزه برنامه ريزي در مديريت اسلامي بسيار كم و اندك كار شده بود، يا در بحث نظريه پردازي در مديريت اسلامي، اصلاً فعاليتي صورت نگرفته بود غير از ۲ مقالة مربوط به مرحوم دكتر زنديه و ۲ مقالة ديگر.

ما در آن زمان براي انجام اين كار يك كارگاه مديريت اسلامي تشكيل داديم و تمام منابع مديريت اسلامي تا آن زمان را جمع آوري كرديم، سپس آن ها را دسته بندي و موضوع بندي كرديم و  هر مجموعه را در يك زونكن قرار داديم. به استناد اين مقالات، كتاب شناسي مديريت اسلامي تأليف شد كه دسته بندي آن موجود است و شما بر اساس آن دسته بندي مي توانيد وضعيت مديريت اسلامي را تا سال ۱۳۷۵تحليل كنيد. اما از سال ۱۳۷۵ تا اكنون يعني ۱۳۸۷ اين كار ناتمام مانده است و انشاءالله شما عزيزان به صورت كلاسيك و پايان نامه اي اين كار را دنبال كنيد. در اين صورت مي توانيد متوجه شويد كه آثار مديريت اسلامي ما چه ميززان به روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد و مديريت گرايش دارد.

وقتي در نقشه، مديريت در مركز قرار مي گيرد، به اين علت است كه محوريت دارد و ساير رشته ها در خدمت مديريت قرار گرفته اند.

طي اين تحليل، در هر دوره ۵ ساله ۱۰۰ مجله مشخص شد و در ۴ حوزه كه خدمت شما عرض شد، اين كارانجام شد و مبناي اين تقسيم، محتواي مجلات بوده و جريان دانش را تعريف مي كند.

سومين بحث ما اين است كه اكنون در قرن۲۱ و اواخر قرن ۲۰، رابطه علم مديريت و رشته هاي گوناگون در حال تغيير است. چه چيزي اين موضوع را نشان مي دهد؟ مقاله ها و تحليل استنادي دفعات تكرار، بيان كننده اين مطلب است و نشان مي دهد كه هم دانش هايي از علم مديريت به ساير علوم سر ريز مي شود و هم از ساير علوم به علم مديريت مي آيد، اكنون ما بايد بررسي كنيم چقدر دانش از علم مديريت اسلامي به جامعه شناسي اسلامي، روانشناسي اسلامي، اقتصاد اسلامي و ساير علم هاي ديني، نه علوم ديني وارد شده است- علم ديني يعني علوم انساني ديني- حتي اين روند را به صورت برعكس هم بررسي كنيم.

ما چند بار با دوستان گروه هاي معارف صحبت كرديم كه درس هايي را كه در حوزه معارف ارائه مي دهيد مثل: معارف اسلامي، انقلاب اسلامي، تاريخ اسلامي و … گرايشي كنيد، مثلاً اگر اخلاق ارائه مي كنيد، به دانشجوي مديريت اخلاق مديريتي تدريس كنيد نه اخلاق كلي. اگر تاريخ اسلام ارائه مي كنيد براي دانشجوي مديريت تاريخ مديريتي ارائه كنيد. بنابراين كتاب هاي حوزه معارفي ما بر حسب رشته مديريت بايد با گرايش خاص خود نوشته شود كه از آن طريق هم سرريز براي مديريت داشته باشيم و برعكس.

      يعني كسي كه مي خواهد مجتهد مديريت اسلامي شود بايد دانش مديريت و گرايش هاي مختلف آن را به خوبي بداند، از طرفي به اسلام و دانش دين نيز احاطه داشته باشد. اين يك جريان رفت و برگشتي است. شايد ما نتوانيم با روش شناسي علم اصول فعلي، مديريت اسلامي را تبيين كنيم، اما اگر همين علم اصول، توسعه و تكامل پيدا كند، بهترين روش براي تبيين و تعريف مديريت اسلامي خواهد بود. همان طور كه روش شناسي پوزيتيويستي هم  نمي تواند پاسخ گوي ما در تدوين مديريت اسلامي باشد.

اين هم فرمول   كه قبلاً در مورد آن توضيح داده شد و ديگر به آن نمي پردازم. نمودار تأثير رشته هاي مرتبط بر رشته هاي مديريت را مشخص مي كند. و در اين جريان مشاهده مي كنيد كه مديريت سپس روانشناسي، اقتصاد و ديگر علوم و تأثير آنها بر همديگر مطرح شده و هر كدام رنگ خاصي را دارد. منحني در حال تغيير و سير نزولي، تأثير صريح روانشناسي در مديريت را نشان مي دهد.

شما عنايت داريد كه در دهه ۱۹۶۰، روانشناسي بر روي مديريت بسيارتأثير گذار بود، اما از دهه ۱۹۸۰ به بعد، جامعه شناسي و هم اكنون نيز علوم ديگر تأثير گذار شده اند. تأثير و نحوه تأثير گذاري ساير علوم را در اين نمودار مشاهده مي كنيم. مي دانيد كه بسياري از دانشجويان رشته رياضي و مهندسي، پس از گرفتن مدرك وارد علم مديريت مي شوند، حتي از رشته هاي پزشكي نيز اين اتفاق مي افتد كه اين رفتار ها نشان دهنده اهميت علم مديريت است و مديريت به صورت چتري بر روي همه علوم در آمده و علم كلان بشر خواهد بود.

سپس اين نتيجه به دست آمده كه مديريت عمومي كل رشته ها را پوشش مي هد، مديريت محدود شده شامل رشته هاي خاص است. مديريت عمومي رشته اصلي مديريت است.

مفهوم علم و مديريت به ۲ بخش تقسيم شده است. در اينجا از روش هاي اندازه گيري در ترسيم قلمروهاي علمي استفاده شده و ۳۵ مجله برتر تشخيص داده شده و سپس رابطه آن ها مشخص شده است و نهايتاً ۲۶ مجله را تحليل كرده ايم. ايشان سلسله منابعي را استفاده كرده اند كه اين هم آدرس سايت آنها مي باشد.

در اينجا لازم است از همه عزيزاني كه به نوعي به ما كمك كردند و ايده دادند تا اين كار به اين مرحله برسد، تشكر كنم، به ويژه از اعضاي هيئت مروجان رهبري و مديريت اسلامي، اعضاي هيئت علمي گروه مديريت دانشگاه امام حسين (عليه السلام) و مخصوصاً سركار خانم مريم صمدي و آقاي روح الله تَوَلايي كه بسيار مساعدت فرمودند تشكر مي كنم. اميد وارم خداوند تبارك و تعالي، اجر همه شما و آن عزيزان را به نحو احسن از خزانه كرمش و از نهر رجب كه شيرين تر از عسل و سفيد تر از شير است عنايت كند.

خدايا چنان كن سر انجام كار                 كه تو خشنود باشي و ما رستگار

[۱] Nature

[۲] Science metrics

[۳] Bible metrics

[۴] web metrics

[۵] Map of science

[۶] Atlas of science

[۷] Basic concept and disciplinant Management

[۸] Power point

[۹] management science

[۱۰] management sciences

[۱۱] management science

[۱۲] operation source

[۱۳] Co- citation

[۱۴] Modern management

Verified by MonsterInsights