موسسه سراج مدیریت

طرح نامه‌ ترسیم‌ چشم‌انداز نظام مدیریت‌ جهادي(رویکرد فرهنگ‌ جهادي )
طرح نامه‌ ترسیم‌ چشم‌انداز نظام مدیریت‌ جهادي(رویکرد فرهنگ‌ جهادي )

طرح نامه‌ ترسیم‌ چشم‌انداز نظام مدیریت‌ جهادي(رویکرد فرهنگ‌ جهادي )

نویسندگان:محمد ازگلی‌، میثم‌ قراباغی‌، سعید حجازي فر

منبع: دهمین همایش ملی مدیریت جهادی

زمان:۱۳۹۵/۵/۲۴-۱۳۹۵/۵/۲۵

برگزار کننده: وزارت جهاد کشاورزی

چکیده:

اگر بخواهیم‌ علم‌ مدیریت‌ جهادی‌ و علم‌ فرهنگ‌ جهادی‌ و علم‌ اقتصـاد جهـادی‌ و … را بشناسـیم‌، باید جایگاه این‌ علوم را در نظام اندیشه‌ ای‌ جهاد شناسی‌ بازیابی‌ کنیم‌. به‌ نظـر مـی‌ رسـد ایـن‌ نظـام حداقل‌ دارای‌ سه‌ سطح‌ می‌ باشد یعنی‌ سطح‌ مبانی‌ فلسفی‌ اسلامی‌ علم‌ الجهاد، سـطح‌ مبـانی‌ علمـی‌ علم‌ الجهاد و سطح‌ مبانی‌ کاربردی‌ علم‌ الجهاد. در این‌ صورت، مدیریت‌ جهادی‌، خود یـک‌ سیسـتمی‌ است‌ که‌ بر پایه‌ اصول جهادی‌ شکل‌ می‌ گیرد و در بسـتر سیسـتم‌ فرهنـگ‌ جهـادی‌ یعنـی‌ باورهـای‌ جهادی‌، ارزش های‌ جهادی‌، هنجارها و رفتارهای‌ جهادی‌ تجلی‌ پیدا می‌ کند. از سوی‌ دیگر در حـالی‌ که‌ اساس و بنیاد نظام جمهوری‌ اسلامی‌ ایران بر فرهنگ‌ اسلامی‌ مبتنی‌ اسـت‌ و در حقیقـت‌، انقـلاب اسلامی‌، یک‌ انقلاب فرهنگی‌ جهادی‌ است‌، باید اذعان داشت‌ که‌ نظامی‌ که‌ در ابتدا بـر پایـه‌ فرهنـگ‌ استقرار یافته‌ است‌، نمی‌تواند ادامه‌ حیات و بقای‌ خود را در تکیه‌ بر اسـتوانه‌هـای‌ اقتصـادی‌، جسـتجو کند. یعنی‌ نمی‌ تواند اقتصاد را محور قرار دهد و خـود را در قالـب‌ الگوهـای‌ توسـعه‌ غربـی‌ تنظـیم‌ و مدیریت‌ نماید. با توجه‌ به‌ موارد ذکر شده چارچوبی‌ برای‌ ترسیم‌ چشم‌ انداز مدیریت‌ جهادی‌ ضـروری‌ است‌ که‌ مقاله‌ حاضر در پی‌ حرکت‌ به‌ سمت‌ آن چشم‌ انداز می‌ باشد.

کلید واژه ها: علم‌ الجهاد، مدیریت‌ جهادی‌، فرهنگ‌ جهادی‌، جهاد کبیر

مقدمه‌:

مدیریت‌ را با رویکردهای‌ گوناگونی‌ ممکن‌ است‌ مورد مطالعه‌ قـرار داد. ماننـد رویکـرد اجتمـاعی‌، رویکرد سیاسی‌، رویکرد اقتصادی‌، رویکرد فرهنگی‌ و رویکردجهادی‌ و یا ترکیبی‌ از دو یا چند رویکـرد با یکدیگر مانند رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ به‌ مدیریت‌ که‌ برایند آن می‌ تواند مدیریت‌ فرهنـگ‌ جهـادی‌ باشد.

مطالعات نظریه‌ های‌ اصلی‌ مدیریت‌، از نخستین‌ روزهای‌ شکل‌ گیری‌ ایـن‌ دانـش‌ در مغـرب زمـین‌ نشان می‌دهد که‌ اساساً این‌ دانش‌ در بستر اقتصادی‌ از یک‌ طـرف و در بسـتر نظـامی‌ از طـرف دیگـر همواره در حال رشد و نمو بوده است‌. در حقیقت‌ مبنای‌ اصلی‌ آن رقابت‌ با یکدیگر و تفوق بر دیگـران است‌. در حین‌ بکارگیری‌ تجربی‌ دانش‌ در سطح‌ سازمان های‌ گوناگون تا سطح‌ کشورهای‌ مختلف‌، و با انتقال آن به‌ سطح‌ آموزش و پژوهش‌ در دانشگاه ها و تجربه‌ و تحلیل‌ نظری‌ آن، بر غنای‌ این‌ علـم‌ هـر روز بیش‌ از پیش‌ افزوده شده است‌

در طول این‌ روند پر فراز و نشیب‌، هم‌ انسان دوستان و اندیشمندان که‌ با تکیه‌ بر معارف دینـی‌ و معنوی‌ در جستجوی‌ راه های‌ سعادت بشر بوده اند و هم‌ سرمایه‌ داران، بـه‌ ایـن‌ نتیجـه‌ رسـیده انـد کـه‌ رویکرد اقتصاد محوری‌ به‌ مدیریت‌، نه‌ تنها انسان را به‌ سر منزل سعادت نمی‌ رساند و بلکه‌ تنها با ایـن‌ رویکرد همواره به‌ سود بیشتری‌ نیز نمی‌ توان دست‌ یافت‌(کوزس و پراس، ١٩٩٤). چنین‌ شد کـه‌ کـم‌ کم‌ نگاه های‌ اندیشه‌ ورزان و رهبران سیاسی‌ اجتمـاعی‌ بـه‌ سـوی‌ نگرشـی‌ جدیـد و نـوعی‌ متفـاوت از مدیریت‌ و رهبری‌ معطوف شد. بدین‌ معنی‌ که‌ چه‌ بسا بتوان محور و میله‌ چرخش‌ آسیای‌ مـدیریت‌ را از کانون اقتصاد به‌ کانون فرهنگ‌، انتقال داد. هر چند که‌ هدف از توسعه‌ و رشد در هر یک‌ از ایـن‌ دو طیف‌ متفاوت است‌. یعنی‌ گروه نخست‌ فرهنگ‌ را هدف و در جستجوی‌ توسـعه‌ فرهنگـی‌ و اقتصـاد را ابزاری‌ برای‌ رشد و تعالی‌ فرهنگی‌ انسان می‌ دانند. و گروه دوم اقتصاد را هدف و فرهنگ‌ را نرم افـزاری‌ مناسب‌ برای‌ رشد اقتصادی‌ تلقی‌ می‌کنند. (راموس، ١٩٩٨)

با ظهور انقلاب اسلامی‌ و موفقیت‌ آن در تأسیس‌ نظام مبتنی‌ بر فرهنگ‌ غنی‌ اسلامی‌، این‌ دیدگاه که‌ می‌ توان با حرکت‌ بر مدار فرهنگ‌، نظام های‌ اجتماعی‌، سیاسی‌، اقتصادی‌، نظامی‌ و… یک‌ کشـور را طراحی‌ و ساماندهی‌ کرد، تقویت‌ شد و در طول هشـت‌ سـال دوران دفـاع مقـدس، فرهنـگ‌ جهـادی‌ مبتنی‌ بر آموزه های‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ شکل‌ گرفت‌. اما به‌ رغم‌ سی‌ و اندی‌ سال ازگذشت‌ این‌ دستاورد الهی‌، به‌ علت‌ حضور در این‌ دریا و عدم احساس ارزش آب، در انتقال این‌ تجربه‌ گران بها به‌ دانشگاه ها و نظریه‌ پردازی‌ و آموزش این‌ رویکرد مدیریتی‌ مبتنی‌ بر فرهنگ‌ جهادی‌ به‌ نسل‌ همراه و نسـل‌ هـای‌ آینده به‌ شدت غفلت‌ شد. گویی‌ این‌ خود حجاب اکبری‌ شد و یک‌ باره رویکرد اقتصادی‌ به‌ مدیریت‌ درجای‌ جای‌ نظام با اندك تفاوت های‌ کمی‌ و کیفی‌، غلبه‌ کرد. در این‌ میان رهبر معظم‌ انقلاب اسلامی‌، حضرت امام خامنه‌ ایحفظه‌ اﷲ تعالی‌ سکان دار و پرچمدار بی‌ بـدیل‌، همـواره تـلاش کـرده اسـت‌ تـا کشتی‌ فرهنگ‌ جهادی‌ انقلاب اسلامی‌ را به‌ سمت‌ ساحل‌ نجات رهبری‌ نماید.

همان طور که‌ برخی‌ نظریه‌ پردازان فرهنـگ‌ و علـم‌، مطـرح مـی‌ کننـد، هنگـامی‌ کـه‌ جامعـه‌ در زمینه‌ ای‌ با فقر روبرو می‌ شود، به‌ نظریه‌ پردازی‌ نسبت‌ به‌ آن می‌ پـردازد (محمـد زاده، ١٣٧٥). گـویی‌ اکنون هم‌ زمان نظریه‌ پردازی‌ پیرامون رویکرد فرهنگی‌ جهادی‌ در مدیریت‌ فرا رسیده است‌ و نیـاز بـه‌ فرهنگ‌ جهادی‌، ما را دوباره به‌ تفکر به‌ این‌ مقوله‌ پیچیده و عظیم‌ واداشته‌ است‌.

بنابراین‌ در حالی‌ که‌ اساس و بنیاد نظام جمهوری‌ اسلامی‌ ایران بر فرهنگ‌ اسلامی‌ مبتنی‌ اسـت‌ و در حقیقت‌، انقلاب اسلامی‌، یک‌ انقلاب فرهنگی‌ جهادی‌ است‌، این‌ پرسش‌ مطرح مـی‌ شـود کـه‌: آیـا نظامی‌ که‌ در ابتدا بر پایه‌ فرهنگ‌ استقرار یافته‌ است‌، می‌ تواند ادامه‌ حیات و بقای‌ خود را در تکیه‌ بـر استوانه‌ های‌ اقتصادی‌، جستجو کند؟ یعنی‌ آیا اقتصاد را می‌ تواند محور قـرار دهـد و خـود را در قالـب‌ الگوهای‌ توسعه‌ غربی‌ تنظیم‌ و مدیریت‌ نماید؟ آیا در این‌ صورت این‌ نظام که‌ معمار بـزرگ آن یعنـی‌ حضرت امام خمینی‌(ره)و امام خامنه‌ ای‌ و یاران اصلی‌ ایشان، آن را طراحی‌ کردند، می‌تواند به‌ اهـداف اولیه‌ و اصیل‌ خود دست‌ یابد؟ چنین‌ شد که‌ پس‌ از سال ها انتظار امام انقلاب اسلامی‌ و پیروان ایشان از حوزه ها و دانشگاه ها، باز این‌ امام خامنه‌ ای‌ است‌ که‌ پرچم‌ طراحی‌ الگوی‌ پیشرفت‌ اسلامی‌ ایرانـی‌ را به‌ اهتزاز در می‌ آورد و همگان را به‌ طراحی‌ چنین‌ الگویی‌ فرا می‌ خواند.

دلیل‌ دوم بر اهمیت‌ تدوین‌ چشم‌ انداز برای‌ رسیدن به‌ چنین‌ رویکردی‌، ضـرورت زمـان اسـت‌. در عصر حاضر که‌ بسیاری‌ از صاحب‌ نظران عرصه‌ مدیریت‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده انـد کـه‌ رویکـرد اقتصـاد محور نمی‌ تواند حتی‌ پاسخگوی‌ پیشرفت‌ اقتصادی‌ بشر و کشورهای‌ دنیـا باشـد (هنـدی‌، ١٩٨٥). آیـا انقلاب اسلامی‌ می‌تواند از طرحی‌ که‌ خود آن را به‌ صورت جدید و نو پی‌ افکنده است‌، عدول کرده و با سیر قهقرایی‌ به‌ الگوی‌ توسعه‌ مبتنی‌ بـر اقتصـاد سـرمایه‌ داری‌ روی‌ آورد کـه‌ بـه‌ دنبـال آن رویکـرد مدیریت‌ مبتنی‌ بر آن هم‌ به‌ طور طبیعی‌ خواهد آمد؟ در این‌ عرصه‌ ها باز پرچم‌ لزوم طراحی‌ سیاست‌ های‌ اقتصاد مقاومتی‌ و … اقدام و عمل‌ به‌ آنها، را همچون همیشه‌، پیشتازانه‌ برافراشته‌ نگه‌ داشته‌ اند.

حتی‌ اگر رسالت‌ و آرمان انقلاب اسلامی‌ در نظر گرفته‌ نشود، خردگرایی‌ ابزاری‌ و اثبـات گـرا نیـز حکم‌ می‌ کند که‌ همگام با تحول در نظریه‌ های‌ مدیریت‌ و رهبری‌ در غرب، این‌ تحـول بـه‌ فـال نیـک‌ گرفته‌ شده و مبنای‌ مطالعات مدیریت‌ در نظام اسلامی‌ اعم‌ از حوزه های‌ آموزشی‌، پژوهشی‌، مشاوره ای‌ و اجرایی‌ قرار گیرد.

دلیل‌ سوم که‌ به‌ نظر می‌ رسد مهمترین‌ دلیل‌ برای‌ تدوین‌ چشـم‌ انـداز مـدیریت‌ اسـلامی‌ و بلکـه‌ مدیریت‌ بومی‌ در ایران با رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ است‌، وجود چشم‌ انداز بیست‌ ساله‌ نظام جمهـوری‌ اسلامی‌ است‌ که‌ در حال پیاده سازی‌ است‌. رصد میزان تحقق‌ چشم‌ انداز، نشـان مـی‌ دهـد کـه‌ ایـن‌ رویکرد تا به‌ امروز ایران اسلامی‌ را به‌ کجا رسانده است‌.

به‌ بیان دیگر، تحقق‌ هر چشم‌ اندازی‌، مستلزم سازوکارهای‌ خـاص خـود و بـه‌ ویـژه سـازوکارهای‌ مدیریتی‌ آن می‌ باشد که‌ اساس این‌ امر، نوع رویکرد به‌ موضوع است‌ و به‌ نظر می‌رسد در صـورتی‌ کـه‌ رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ به‌ مدیریت‌ به‌ درستی‌ تبیین‌ شود، در این‌ راستا، بتواند نظام را بـه‌ سـر منـزل مقصود برساند.

دلیل‌ چهارم بر اهمیت‌ و ضرورت موضوع، آرمان های‌ اساسی‌ و زیربنایی‌ نظام مکتب‌ اسـلام اسـت‌ که‌ همیشه‌ تازگی‌ و نشاط خود را دارد و در مومنان به‌ این‌ مکتب‌ انگیزه و روح لازم بـرای‌ پیشـرفت‌ و تعالی‌ را همواره می‌ دمد. بدیهی‌ است‌ که‌ هر مکتب‌ باید نشان دهد که‌ خود دارای‌ نظـامهـای‌ ویـژهای‌ است‌ که‌ با تکیه‌ بر آن نظام ها می‌خواهد جهان را اداره کند و تمدنی‌ نو پی‌ریزی‌ نماید. در این‌ صورت، اندیشه‌ ورزان عالم‌ در پی‌ پرسش‌ های‌ بنیادین‌ دیگر پیرامون نظام های‌ محـوری‌ ایـن‌ مکتـب‌ خواهنـد پرسید که‌ نظام مدیریتی‌ این‌ مکتب‌ چیست‌ و با چه‌ الگویی‌ می‌خواهد جهان را اداره کند؟ همچنان که‌ طی‌ سی‌ و هفت‌ سال اخیر همواره این‌ پرسش‌ مطرح بوده است‌. چه‌ بسا بلافاصله‌ پاسخ‌ داده شود کـه‌ ایران اسلامی‌ دارای‌ “نظام مدیریت‌ اسلامی‌” است‌؛ که‌ این‌ تازه آغـاز پرسـش‌ هـای‌ مـردافکن‌ دیگـری‌ می‌ شود که‌ به‌ دنبال خود خواهد آورد و برای‌ اندیشه‌ ورزان این‌ عرصه‌ امر تازه ای‌ نیسـت‌ کـه‌ در طـول دهه‌ های‌ اخیر همواره با این‌ پرسش‌ ها دست‌ و پنجه‌ نرم کردهاند. هرچند که‌ امکان و توفیق‌ دسـتیابی‌ به‌ محصول نهایی‌ یعنی‌ پارادایم‌ مدیریت‌ اسلامی‌ و رویکرد مدیریت‌ جهـادی‌ هنـوز راه درازی‌ را بـرای‌ درنوردیدن می‌طلبد.

تعریف‌ مفهوم رویکرد فرهنگی‌:

همان طور که‌ در ابتدا ذکر شد رویکرد فرهنگی‌ در مدیریت‌، به‌ معنی‌ آن است‌ که‌ برای‌ مدیریت‌ و رهبری‌ یک‌ گروه، سازمان و انواع جوامع‌ بشری‌، می‌توان بر فرهنگ‌، تکیه‌ کرد. در این‌ جا ممکن‌ اسـت‌ چنین‌ فرهنگی‌ را فرهنگ‌ موجود آن جامعه‌ تلقی‌ کرد که‌ در حال حاضر در فضای‌ آن تنفس‌ می‌کند یا آنکه‌ فرهنگ‌ مطلوبی‌ را که‌ در ادبیات فرهنگ‌ آن جامعه‌ وجود دارد و قابل‌ بهرهبرداری‌ اسـت‌، در نظـر گرفت‌. اما به‌ نظر می‌ رسد هنگامی‌ که‌ از یک‌ رویکرد فرهنگی‌ در مدیریت‌، سـخن‌ بـه‌ میـان مـی‌ آیـد،

منظور نوع دوم، یعنی‌ فرهنگ‌ مطلوب(فرهنگ‌ جهادی‌) باشد تا در قالب‌ یک‌ نظریه‌ مدیریتی‌ تعریف‌ و بر اساس آن الگویی‌ روشن‌ برای‌ اعمال مدیریت‌ ارائه‌ شود. به‌ طور مثال این‌ پرسش‌ مطرح می‌شود کـه‌ مکتب‌ اسلام که‌ فرهنگ‌ خاصی‌ را ارائه‌ کرده است‌ چه‌ الگوی‌ مدیریتی‌ یی‌ بر مبنای‌ مکتب‌ خـود ارائـه‌ می‌ دهد؟ و یا به‌ همین‌ ترتیب‌، مکتب‌ مسیحیت‌ یا مکتب‌ کنفسیوس و یا مکتب‌ نهیلیسم‌ و ماننـد آن. بنابراین‌ هنگامی‌ که‌ به‌ بررسی‌ رویکردهای‌ فرهنگی‌ در مدیریت‌ می‌ پردازیم‌، باید پی‌ ببریم‌ کـه‌ منشـأ و آبشخور این‌ رویکرد کدام مکتب‌ است‌. بدیهی‌ است‌ رویکرد فرهنگی‌ یـی‌ را کـه‌ مکتـب‌ سـکولاریزم در مدیریت‌ ارائه‌ می‌ دهد با رویکردی‌ که‌ مکتب‌ بودیسم‌ عرضه‌ می‌ کند تفاوت دارد. همچنین‌ روشن‌ اسـت‌ که‌ مدیریت‌، با رویکرد فرهنگی‌؛ با مدیریت‌ در یک‌ فرهنگ‌ متفاوت است‌. چه‌ بسا همان طور که‌ همـه‌ شواهد نشان می‌ دهد، مدیریت‌ و هر نوع مدیریتی‌ در بستر یک‌ فرهنگ‌ و یا در پهنه‌ انواع فرهنـگ‌ هـا رخ می‌ دهد. در حقیقت‌ در خلاء نمی‌ توان مدیریت‌ کرد (اشنایدر، ١٩٩٨). امـا رویکـرد ایـن‌ مـدیریت‌، صبغه‌ های‌ گوناگونی‌ می‌ تواند داشته‌ باشد، از جمله‌ صبغه‌ فرهنگی‌ و فرهنگ‌ جهادی‌. همـان طـور کـه‌ منظور از مدیریت‌ با رویکرد فرهنگی‌، مدیریت‌ سـازمان هـای‌ فرهنگـی‌ نیـز نمـی‌باشـد. چـه‌ بسـیارند مدیرانی‌ که‌ سازمان های‌ فرهنگی‌ را با رویکرد اقتصادی‌، مدیریت‌ می‌ کنند؛ پـس‌ بـرای‌ شـناخت‌ ایـن‌ رویکرد، توجه‌ جدی‌ لازم است‌. در حقیقت‌ با شناخت‌ انواع رویکردهـای‌ مـدیریتی‌ و پـس‌ از آن انـواع رویکردهای‌ فرهنگی‌ در مدیریت‌ بر ابعاد موضوع بیشتر می‌ توان پی‌ برد. در این‌ صورت، با تعمق‌ در هر یک‌ از این‌ رویکردها، شاخص‌ هایی‌ به‌ دست‌ خواهد آمد که‌ بر اساس آنها به‌ ارزیابی‌ رویکرد مـدیریتی‌ هر مدیر یا سازمان یا یک‌ نظام می‌ توان پرداخت‌ تا روشن‌ شود کـه‌ در طیـف‌ رویکردهـای‌ مبتنـی‌ بـر اقتصاد تا فرهنگ‌، آن مجموعه‌ در کجای‌ طیف‌ قرار دارد. و براساس نمرهای‌ که‌ هر سـازمان در آزمـون “رویکرد فرهنگی‌ به‌ مدیریت‌” کسب‌ می‌ کند، آموزش های‌ لازم را ارائه‌ داد تا با توسعه‌ دانش‌ و بینش‌ خود نسبت‌ به‌ رفتار در قالب‌ این‌ رویکرد، بتواند به‌ اوج طیف‌ یعنی‌ مدیریت‌ جهادی‌ ، نزدیکتر شود.

مروری‌ بر سیر نظریه‌های‌ موجود، پیرامون رویکرد مدیریت‌ بر مبنای‌ فرهنگ‌:

شناخت‌ مدیریت‌ غربی‌ و بهره گیری‌ از این‌ دانش‌ از آن رو حائز اهمیت‌ است‌ که‌ طی‌ آن، سیر فـراز و فرود نظریه‌ های‌ متعدد و قابلیت‌ به‌ کارگیری‌ آنها را در جوامع‌ غربی‌، به‌ روشـنی‌ مـی‌تـوان اسـتنباط کرد. بررسیهای‌ ابتدایی‌ و کلان در مقاله‌ حاضر نشان می‌دهد که‌ رویکرد نخستین‌ و مستمر مدیریت‌ در غرب از ابتدا تا به‌ امروز، رویکرد مدیریت‌ بر مبنای‌ اقتصاد بوده است‌ (رن، ٢٠٠٥). پس‌ از حـدود نـیم‌ قرن، در اواخر دهه‌ ١٩٤٠ دیدگاههای‌ انتقادی‌ نسبت‌ به‌ هدف مدیریت‌ در غرب یعنی‌ توسعه‌ اقتصادی‌،

با طرح آثار محققانی‌ چون ماکس‌ وبر و پارسونز در عرصه‌ علوم اجتماعی‌ رشـد کـرد و بحـث‌ پیرامـون تأثیر فرهنگ‌ بر توسعه‌ و نقد دیدگاه مارکس‌ که‌ زیربنای‌ توسعه‌ را اقتصاد می‌دانست‌ گسترش یافت‌ که‌ همچنان ادامه‌ دارد (هیوز، ١٩٦١). پس‌ از آن بود که‌ صاحب‌ نظرانی‌ که‌ قائل‌ به‌ مدیریت‌ بر پایه‌ اقتصاد بودند مانند پیتردراکـر- کـه‌ بسـتر تولـد مـدیریت‌ را بسـتر اقتصـاد مـی‌ دانـد- مـورد نقـد و ارزیـابی‌ صاحب‌ نظران دیگر قرار گرفت‌در. این‌ راستا، کسانی‌ مانند رِن٢ که‌ از طرفداران ماکس‌وبر اسـت‌، و نیـز هافستد(١٩٧٩)، آتزیونی‌(١٩٧٦)، ادگارشاین‌(١٩٨٤) و کسان دیگر که‌ به‌ دیدگاه مدیریت‌ بـر مبنـای‌ فرهنگ‌، معتقد هستند، در طول دهه‌ های‌ اخیر، به‌ تبیین‌ و نظریه‌ پردازی‌ پیرامون تـأثیر فرهنـگ‌ بـر مدیریت‌ و مدیریت‌ بر فرهنگ‌، پرداختند و در این‌ راستا، تحقیقات فراوانی‌ را دنبال کردند. اما هنوز این‌ رویکرد، جایگاه واقعی‌ خود را پیدا نکرده است‌. بهره گیری‌ از این‌ افق‌ های‌ فکری‌ و نیز مطالعه‌ سـازمان های‌ داوطلبانه‌ و نحوه اداره آنها، سازمان های‌ غیرمبتنی‌ بر سود، سازمان های‌ مذهبی‌ و نیز نقد نظریه‌ مطلوبیت‌ و نفع‌ گرایی‌، مطالعه‌ سازمان های‌ مبتنی‌ بر ایمان، معنویت‌، خدمت‌ و… کمک‌ مـی‌ کنـد تـا جمع‌بندی‌ مناسب‌ پیرامون رویکرد فرهنگی‌ در مدیریت‌ به‌ دست‌ آید.

به‌ نظر می‌ رسد، مدیریت‌ امروز که‌ در تمدن غالب‌ اقتصادی‌ غرب ریشه‌ دارد و شالوده اش اقتصادی‌ است‌، موجب‌ شده است‌ که‌ به‌ کل‌ مدیریت‌ در همه‌ زمینه‌ ها و همه‌ کشورهای‌ دنیا از زاویـه‌ اقتصـادی‌ نگریسته‌ شود و بنابراین‌ شاخصهای‌ اندازهگیری‌ فرآیندها و… همه‌ برآمده از پارادایم‌ اقتصادی‌یی‌ است‌ که‌ از آن منظر به‌ جامعه‌ و اجتماع نگاه می‌ شود، در حالی‌ که‌ بررسیها نشان مـی‌ دهـد غیـر از پایگـاه اقتصادی‌، پایگاه های‌ دیگری‌ نیز وجود دارد که‌ مدیریت‌ را از آن پایگاه می‌ توان طراحـی‌ کـرد. در ایـن‌ صورت ابعاد اقتصادی‌ آن، کنترل خواهد شد. منظور این‌ نیست‌ که‌ فرهنگ‌ هم‌ به‌ خدمت‌ اقتصاد درآید بلکه‌ منظور این‌ است‌ که‌ مبنای‌ اقتصادی‌ مدیریت‌ کنار نهـاده شـود و بـا ظهـور تمـدن هـزاره سـوم، مدیریت‌ باز تعریف‌ شود. بنابراین‌ شاخصها و فرایندهای‌ مدیریت‌ و… همه‌ دچار تغییر می‌شود.

در کشوری‌ که‌ انقلاب آن انقلاب فرهنگی‌ بوده است‌، مدیریت‌ آن هم‌ باید مبتنی‌ بر فرهنگ‌ باشد. برای‌ مثال، اگر با رویکرد فرهنگی‌ به‌ دفاع مقدس نگریسته‌ شود، تصویر و نتیجه‌ آنحتماً چیز دیگری‌ خواهد شد. در تبیین‌ این‌ موضوع باید گفت‌ ویژگی‌ دفاع مقدس به‌ طور روشـن‌ نشـانگر آن اسـت‌ کـه‌ بستر اولیه‌ آن فرهنگ‌ انقلاب اسلامی‌ بوده است‌ که‌ به‌ نظر می‌ رسد همان طور کـه‌ در بخـش‌ دفـاع وجهاد سازندگی‌، موجب‌ پیروزی‌ رزمندگان اسلام شد، در بخشهای‌ دیگـر هـم‌ مـی‌ توانـد بـا فرهنـگ‌ جهادی‌ تحول آفرین‌ باشد.

به‌ نظر می‌ رسد، پس‌ از جنگ‌، چون اقتصاد بر مبنای‌ فرهنگ‌، پیش‌ برده نشد، آن مشکلات جـدی‌ پدید آمد. اگر مبنای‌ اقتصاد، حرص و آز و زیاده طلبی‌ باشد، دستاوردی‌ بـیش‌ از مـدیریت‌ فعلـی‌ دنیـا پدید نمی‌آید؛ اما اگر فرهنگ‌ و ارزشها، مبنا باشد، نوع مدیریت‌ و محصول آن چیز دیگری‌ می‌شود. اگر این‌ استدلال پذیرفته‌ شود که‌ تدوین‌ چشم‌ انداز مدیریت‌ جهادی‌، باید بر مبنای‌ فرهنـگ‌ قـرار گیـرد، دنباله‌ طبیعی‌ رویکرد نظری‌ و عملی‌ حضرت امام (ره) خواهد بود. با وارد شدن به‌ این‌ وادی‌، کل‌ پیش‌ فرض های‌ مدل های‌ توسعه‌ مدیریت‌ غربی‌ را به‌ هم‌ می‌ ریزد و در مدیریت‌، بحثهایی‌ قابل‌ طرح خواهد بود و جا خواهد افتاد که‌ نگاههای‌ تازهای‌ از این‌ دست‌ داشته‌ باشد. بنابراین‌ نـوع نگـاه بـه‌ مـدیریت‌ در تدوین‌ چشم‌ انداز تأثیری‌ جدی‌ دارد و برای‌ مثال، اگر مبنای‌ فرهنگی‌ وقـف‌، تبیـین‌ شـود و مـدیریت‌ وقف‌ و موقوفات بر مبنای‌ فرهنگ‌ باشد، وقف‌ کردن و… کار ارزشمندی‌ خواهد بود، اما اگر بر مبنـای‌ اقتصادی‌، سود برای‌ فرد و جامعه‌ اصل‌ باشد، وقف‌، کاری‌ بیهوده به‌ نظر می‌رسد. در غرب هـم‌، اکنـون سازمانهای‌ خیریه‌ در حاشیه‌ قرار دارند و مبنای‌ اقتصاد نیستند.

با تبیین‌ این‌ رویکرد، پارادایم‌ جدیدی‌ را می‌ توان شناسایی‌ کرد و از آنجا کـه‌ فرهنـگ‌، مانـدگار و تحول آفرین‌ است‌، این‌ رویکرد هم‌ توانایی‌ ایجاد تحول در طول قرن ها را دارد و قابل‌ انتقال بـه‌ نسـل‌ های‌ بعدی‌ نیز خواهد بود. در این‌ صورت است‌ که‌ با رویکرد جهادی‌ چشم‌ انداز مـدیریت‌ را مـی‌تـوان تبیین‌ کرد..

البته‌ در این‌ جا این‌ پرسش‌ مطرح می‌ شود که‌ چشم‌ انداز مدیریت‌ جهادی‌ در عرصه‌ های‌ مختلـف‌، چگونه‌ خواهد بود؟ به‌ اجمال باید گفت‌ بستری‌ را باید فراهم‌ کرد که‌ در قالـب‌ آن، مـدیریت‌ در همـه‌ حوزهها با رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ قابل‌ تعریف‌ و اعمال باشد.

لایه‌ های‌ فرهنگ‌ جهادی‌:

لایه‌ های‌ فرهنگ‌ جهادی‌ را می‌ توان بر اساس مدل شاین‌ طبقه‌ بندی‌ کرد.از نظر شـاین‌ فرهنـگ‌ دارای‌ سه‌ سطح‌ یا سه‌ لایه‌ است‌ که‌ برای‌ شناخت‌ و کشف‌ هریک‌ روش های‌ ویژه ای‌ وجود دارد:

سطح‌ اول. مصنوعات (رفتارها،آدابی‌ نظیر احوالپرسی‌، طرز لباس پوشیدن، ساخته‌ ها، هنر، معماری‌، نمادها و آئین‌ ها و…) که‌ شامل‌ تمام جنبه‌ هایی‌ از فرهنگ‌ است‌ که‌ قابل‌ مشاهده است‌

سطح‌ دوم. عقاید و ارزش ها(بیان حقایق‌ و واقعیت‌ های‌ موجود، ترجیحات افراد در باره روش درست‌ زندگی‌ کردن و ایدآل ها)، شامل‌ بایدها و نبایدهایی‌ است‌ که‌ از راه مصاحبه‌ و نظرسنجی‌ قابل‌ شناسایی‌ است‌

سطح‌ سوم. مفروضات اساسی‌(باورهای‌ عمیق‌ و نظام های‌ معنااز جمله‌ رابطه‌ با محیط‌،ماهیت‌ فعالیت‌ انسان،ماهیت‌ واقعیت‌ و حقیقت‌، نگرشکه‌ مربوط به‌ تطابق‌ با محیط‌ اند و ماهیت‌ انسان، رابطه‌ با مردم،حریم‌، زبان و زمان که‌ مربوط به‌ انسجام درونی‌ گروه های‌ انسانی‌ است‌) که‌ عمیق‌ ترین‌ لایه‌ فرهنگ‌ است‌ و از راه استنتاج و تفسیر قابل‌ شناسایی‌ است‌(بارسو و اشنایدر، ص ٣٥ تا ٧٠)

بر این‌ اساس لایه‌ های‌ فرهنگ‌ و مدیریت‌ جهادی‌ به‌ صورت ذیل‌ ارائه‌ می‌ گردد:

در سطح‌ اول که‌ مصنوعات است‌ می‌ توان به‌ ظواهر، رفتارها و نمادهای‌ نیروهای‌ جهادی‌ از جمله‌ شعار همه‌ با هم‌ بودن اشاره کرد.

سطح‌ دوم مربوط به‌ نظام ارزشی‌ است‌. نظام ارزشی‌ مدیریت‌ جهادی‌ در شش‌ بعد در پژوهشی‌ احصاء شده است‌.(حجازی‌ فر،١١١،١٣٩٤-١٠٨)

ابعاد نظام ارزشی‌مولفه‌ ها
در ارتباط با خدااسلام گرایی‌ و دین‌ محوری‌، ولایت‌ مداری‌، ارزش محوری‌
در ارتباط با خوداعتماد به‌ خود و خود باوری‌(خواستن‌ توانستن‌ است‌)، اخلاص و وحدت اندیشه‌ و عمل‌، خود شناسی‌ وخود سازی‌ (جهاد اکبر)، جرات و جسارت و شجاعت‌
در ارتباط با دیگرانکمک‌ به‌ مردم به‌ ویژه محرومان، روحیه‌ ایثارگری‌ و فداکاری‌،
در ارتباط با سازماندفاع نیروی‌ انسانی‌ از هویت‌ سازمانی‌ خود و همیت‌ سازمانی‌ و افتخار به‌ آن، داوطلبانه‌ بودن فعالیت‌ و همکاری‌ مدیران و اعضای‌ جهاد، قانون مداری‌
در ارتباط با نظاماعتقاد به‌ حفظ‌ نظام و انقلاب اسلامی‌ و ترجمان اندیشه‌ های‌ امام و انقلاب در مناطق‌ روستایی‌، رعایت‌ منافع‌ عمومی‌ و پرهیز ازانحراف،تخریب‌،شلوغ کاری‌ و امور خلاف مصلحت‌ اسلام و انقلاب،بیگانه‌ ستیزی‌ و تبلور ارزشها و شعارهای‌ انقلاب در مقابل‌ مدرنیزم درقاموس غربی‌ شدن
در ارتباط با کارفعالیت‌ شبانه‌ روزی‌ ، تحول ، تحرك،تلاش بی‌ وقفه‌ و خستگی‌ناپذیر بدون چشم‌ داشت‌ مالی‌، انگیزه ها(انگیزه خدایی‌)، نشاط و سرزندگی‌ و احساس آرامش‌ و امنیت‌ درکار، عشق‌ به‌ خدمت‌ وخدمتگذاری‌

سطح‌ سوم مربوط به‌ مفروضات اساسی‌ است‌ که‌ فرهنگ‌ و مدیریت‌ جهادی‌ مبتنی‌ بر فرهنگ‌ و شریعت‌ اسلامی‌ است‌. لذا لایه‌ های‌ فرهنگ‌ جهادی‌ به‌ صورت ذیل‌ قابل‌ ترسیم‌ است‌:

حدود و قلمرو چشم‌ انداز رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ در مدیریت‌

قلمرو موضوعی‌:

موضوع رویکرد جهادی‌ یک‌ “رویکرد فرهنگی‌ در مدیریت‌” و یک‌ موضوع نظری‌ است‌. محققی‌ کـه‌ می‌ خواهد اندیشه‌ خود را در این‌ موضوع جولان دهد، باید نسـبت‌ بـه‌ “جنگـل‌ نظریـه‌هـای‌ مـدیریت‌” شناخت‌ لازم و کافی‌ داشته‌ باشد.

در این‌ راستا، نخست‌ باید نقشه‌ مناسبی‌ از این‌ آرمانشهر که‌ بسیاری‌ در کوچه‌ پـس‌ کوچـه‌هـای‌ آن گم‌ شده اند و حیران و سرگردان در جستجوی‌ ناجی‌ و راهنما می‌گردند، در دست‌ داشت‌. این‌ نقشه‌ راهنما، باید محقق‌ را نسبت‌ به‌ کل‌ این‌ جنگل‌ مشرف کند به‌ نحوی‌ که‌ بتواند برای‌ رسیدن به‌ مطلوب غایی‌ خود همه‌ این‌ نظریه‌ها را در دسته‌بندی‌ روشنی‌ مدون کرده به‌ نوعی‌ که‌ بتواند نظریه‌هایی‌ را کـه‌ بر پایه‌ اقتصاد شکل‌ گرفته‌ اند در یک‌ طیف‌ و نظریه‌ هایی‌ را که‌ بر مبنای‌ فرهنگ‌ مطـرح شـده انـد، در طیفی‌ دیگر و نظریه‌ هایی‌ را که‌ دارای‌ رویکردهای‌ دیگر و یا ترکیبی‌ از انواع رویکرد ها می‌ باشـند در طبقات دیگر دسته‌ بندی‌ کند و به‌ گونه‌ ای‌ تطبیقی‌ نقاط قوت و ضعف‌ هر یک‌ را مورد آسیب‌ شناسـی‌ قرار دهد. به‌ نظر می‌ رسـد کـه‌ اثبـات ایـن‌ فـرض کـه‌ رویکـرد اقتصـاد محـور در مـدیریت‌، از سـوی‌ صاحب‌ نظران مختلف‌ نفی‌ شده است‌ و چرا؟ و این‌ که‌ رویکرد مبتنی‌ بر فرهنگ‌ قابلیـت‌ آن را دارد کـه‌جایگزین‌ آن شود و چرا؟ و نیز سایر رویکرد هـا، مسـتلزم مطالعـه‌ در تـاریخ‌ تکـوین‌ و تحـول ادبیـات مدیریت‌ می‌باشد.

قلمرو موضوعی‌ دوم که‌ در این‌ راستا باید مورد مطالعه‌ قرار گیرد، قلمرو فرهنگ‌ است‌. این‌ که‌ سیر ورود ادبیات فرهنگ‌ به‌ حوزه مدیریت‌ چگونه‌ بوده است‌، خود موضوعی‌ قابل‌ توجه‌ است‌. بـه‌ خصـوص که‌ جایگاه فرهنگ‌ در بین‌ سایر نظام هایی‌ که‌ بر پایه‌ آنها، در مدیریت‌، نظریه‌ پردازی‌ شده است‌، بایـد روشن‌ شود. چه‌ بسا ترسیم‌ این‌ چشم‌ انداز کمک‌ کند انواع رویکردهای‌ فرهنگی‌ در مـدیریت‌ از جملـه‌ رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ روشن‌ شود.

قلمرو موضوعی‌ سوم، مصداق فرهنگ‌ در مکتب‌ اسلام است‌. اگر مصداق فرهنگ‌، فرهنگ‌ اسلامی‌، فرهنگ‌ شیعی‌ و فرهنگ‌ ایرانی‌ در نظر گرفته‌ شود، در این‌ صـورت چشـم‌ انـداز مـدیریت‌ اسـلامی‌ بـا رویکرد فرهنگی‌ در مدیریت‌، مفهوم خاصی‌ پیدا می‌ کند. یعنی‌ باید آن را بـر اسـاس رویکـرد فرهنـگ‌ اسلامی‌ در مدیریت‌ تبیین‌ کرد. در حقیقت‌، این‌ قلمرو، تسهیل‌ کننده فهم‌ مقایسه‌ تطبیقی‌ در رویکرد فرهنگی‌ در غرب و در اسلام ناب محمدی‌(ص) است‌.

قلمرو موضوعی‌ چهارم، بستر مدیریت‌ است‌. بدین‌ معنی‌ که‌ رویکرد فرهنگی‌ در مدیریت‌ در خـلاء شکل‌ نمی‌ گیرد. بلکه‌ در هر نظام سیاسی‌- اجتماعی‌ خاص معنای‌ خاص خود را خواهد داشـت‌. یعنـی‌ برای‌ تحقق‌ چشم‌ انداز بیست‌ ساله‌ نظام، رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ در مدیریت‌ نظام جمهوری‌ اسـلامی‌، باید شناسایی‌ و تبیین‌ شود. این‌ درست‌ است‌ کـه‌ هنگـامی‌ کـه‌ از فرهنـگ‌ اسـلامی‌ سـخن‌ بـه‌ میـان می‌ آوریم‌، جامعه‌ اسلامی‌ را مطمح‌ نظر قرار می‌دهیم‌. اما چـه‌ بسـا ایـن‌ جامعـه‌، فاقـد نظـام حکومـت‌ اسلامی‌ باشد و در این‌ صورت نوع فرهنگ‌ حاکم‌ بر این‌ جامعه‌ می‌تواند متفاوت از فرهنگ‌ اسـلام نـاب محمدی‌ (ص) باشد و البته‌ همین‌ مشکل‌ در رابطه‌ با نظام حکومت‌ اسلامی‌ هم‌ مطرح خواهد بـود کـه‌ آن نظام تا چه‌ حد به‌ فرهنگ‌ ناب اسلام نزدیک‌ است‌.

قلمرو موضعی‌ پنجم‌ در تدوین‌ چشم‌ انداز مدیریت‌ اسلامی‌ با رویکـرد فرهنـگ‌ جهـادی‌، شـناخت‌ راه های‌ نهادینه‌ کردن رویکرد فرهنگی‌ مدیریت‌ در نظام جمهوری‌ اسلامی‌ است‌. این‌ کار چه‌ بسـا بـه‌ مراتب‌ دشوارتر از طی‌ گام های‌ پیشین‌ و فتح‌ قله‌ های‌ گذشته‌ باشد. در تبیـین‌ ایـن‌ موضـوع بـه‌ نظـر می‌رسد دو موضوع، مورد توجه‌ قرار گیرد.

نخست‌ آنکه‌ آیا تا کنون رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ در مدیریت‌- با هر الگویی‌- در جایی‌ از کشورهای‌ مختلف‌- اعم‌ از مسلمان یا غیرمسلمان- پیاده و نهادینه‌ شده است‌؟ در این‌ صورت باید تحقیق‌ کرد که‌ آنها الگوی‌ مدیریت‌ بر پایه‌ چنین‌ فرهنگی‌ را چگونه‌ پیاده کرده اند؟ و در این‌ راه با چه‌ مسـائلی‌ روبـروبوده اند؟ نقاط قوت و ضعف‌ هر یک‌ چه‌ بوده است‌؟ و در مجموع با فراتحلیل‌ این‌ عملیات و پیاده سازی‌ آن باید دید که‌ چه‌ ارزیابی‌یی‌ حاصل‌ می‌شود و چه‌ بازخوری‌ می‌توان یافت‌؟

دیگر آنکه‌ مطالعه‌ تاریخ‌ اسلام نشان می‌دهد که‌ نظام حکومت‌ اسـلام نـاب نبـوی‌ و علـوی‌ (ع) در صدر اسلام – حداقل‌- نظام هایی‌ بوده اند که‌ با رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌، مدیریت‌ شده اند. بنا بر این‌ باید دید که‌ آن دو نظام و چه‌ بسا سایر نظام هایی‌ هم‌ که‌ در قرون اولیه‌ اسلامی‌ به‌ ظاهر اسـلامی‌ بودنـد برای‌ نهادینه‌ کردن چنین‌ رویکرد فرهنگی‌ ای‌ در مدیریت‌ خود با چه‌ دشواری‌ هایی‌ روبرو بوده اند.

سومین‌ مصداق رویکرد فرهنگی‌ را چه‌ بسا در دهه‌ اول انقلاب اسلامی‌ تا پایان دفاع مقدس بتـوان تلقی‌ کرد. در این‌ صورت مطالعه‌ روش های‌ نهادینه‌ سازی‌ این‌ رویکرد از سوی‌ مدیران دارای‌ رویکـرد فرهنگی‌- و نه‌ نظام مدیریتی‌، به‌ خصوص نهادهایی‌ چون جهـاد سـازندگی‌ و سـپاه پاسـداران انقـلاب اسلامی‌- چگونه‌ بوده است‌. در دفاع مقدس شاهد بودیم‌ که‌ چون مبنای‌ جنگ‌، مبنای‌ فرهنگـی‌ بـود، هر کس‌ که‌ از فرهنگ‌ اسلامی‌ عمیقتری‌ برخوردار بود، خلاقیت‌، مدیریت‌ و… او نیز بهتر بود. بنابراین‌ این‌ مصداق هم‌ در تدوین‌ چشم‌ انداز صحیح‌ مدیریت‌ اسلامی‌ مبتنی‌ بر فرهنگ‌ جهادی‌ یـاری‌ کننـده است‌.

چهارمین‌ مصداق برای‌ شناخت‌ چشم‌ اندازهای‌ مدیریت‌ اسـلامی‌ بـا رویکـرد فرهنـگ‌ جهـادی‌ در مدیریت‌، مساجد، هیئت‌ ها، آستانه‌ های‌ مقدسه‌، حج‌، ماه محرم، ماه رمضان، حوزه ها، خمـس‌، زکـوة و در یک‌ کلام مدیریت‌ عبادات یا مدیریت‌ دینی‌ و سازمان های‌ عبادی‌ است‌؛ زیرا در این‌ عرصه‌ ها نیز به‌ میزانی‌ که‌ توسعه‌ و عمق‌ فرهنگ‌ دینی‌ بیشتر باشد، مدیریت‌ قویتری‌ را می‌توان شاهد بود.

قلمرو زمانی‌:

تدوین‌ چشم‌ انداز رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ در مدیریت‌ (مدیریت‌ جهادی‌)، مستلزم کاوش در قلمرو زمانی‌ رویکرد فرهنگی‌ در مدیریت‌، هم‌ در جهان اسلامی‌ و شرق و هـم‌ در مغـرب زمـین‌ اسـت‌. ایـن‌ قلمرو، به‌ عبارتی‌ پیشینه‌ ای‌ دیرینه‌ دارد که‌ مستلزم کاوش بیشتری‌ می‌ باشد. به‌ استناد سیر تحقیقات مدیریت‌ در غرب، چه‌ بسا این‌ پیشینه‌ را به‌ ماکس‌ وبر (با طرح نظریـه‌ بوروکراسـی‌) و پارسـونز بتـوان نسبت‌ داد که‌ تا به‌ امروز در قالب‌ نظریه‌ های‌ مختلف‌ تجلی‌ و ظهور کرده است‌. بنا براین‌ انتظار می‌ رود این‌ قلمرو تا حدی‌ کاوش شود.

از منظر تاریخی‌، قلمرو تاریخی‌ بشر طی‌ چهار هزار سال اخیر و به‌ خصـوص در سـرزمینهایی‌ کـه‌ پیروان ادیان در آنها بیشتر حضور داشته‌ اند به‌ خصوص ادیان الهی‌ رسمی‌ را می‌ توان مورد بررسی‌ قرار داد. بدین‌ ترتیب‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ هیچ‌ عرصه‌ زمانی‌ و مکانی‌یی‌ را نمی‌توان یافت‌ کـه‌ در آن مـدیریت‌، حضور نداشته‌ باشد- می‌ توان دریافت‌ که‌ رویکرد فرهنگی‌ در مدیریت‌ از چه‌ سابقه‌ ای‌ برخوردار است‌ و این‌ پیشینه‌ چه‌ تأثیری‌ در آینده مدیریت‌ اسلامی‌ خواهد داشت‌. از همه‌ مهمتر، سیره نظـری‌ و عملـی‌ مدیریت‌ و رهبری‌ جهادی‌ پیامبر اکرم(ص) و ائمه‌ اطهار(ع) است‌ که‌ بایـد مـورد مطالعـه‌ قـرار گیـرد. همچنین‌ سیره نظری‌ و عملی‌ خلفا و حاکمان اسلامی‌ در طول این‌ چهارده قرن قابل‌ تأمل‌ جدی‌ است‌ تا مشخص‌ شود که‌ این‌ حکومت‌ ها از چه‌ رویکرد مدیریتی‌ یی‌ پیروی‌ کردند و اگـر رویکـرد مـدیریتی‌ آنان، فرهنگی‌ بوده است‌، چه‌ ابعاد و زوایایی‌ داشته‌ است‌ و کدام با رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ بوده است‌؟.

قلمرو زمانی‌ نظام جمهوری‌ اسلامی‌ ایران هم‌ که‌ خود جای‌ مطالعه‌ فراوان دارد تا روشن‌ شود کـه‌ تا چه‌ حدی‌ این‌ رویکرد، اعمال شده است‌. در صورت مثبت‌ بودن، ایـن‌ رویکـرد در چـه‌ سـطح‌ و چـه‌ عمقی‌ توسعه‌ یافته‌ و در کجاها با مانع‌ پیشرفت‌ روبرو بوده است‌ و در آینـده چـه‌ تـأثیری‌ را همچنـان اعمال خواهد کرد؟

قلمرو مکانی‌:

مطالعات نظری‌، تا حدی‌ مرز ناشناسند و ترسیم‌ چشم‌ انداز مدیریت‌ جهادی‌ هم‌ از جملـه‌ همـین‌ نوع مطالعات است‌. بنابراین‌، برای‌ این‌ بررسی‌، مرز مکانی‌ نمی‌ توان قائل‌ شد. باید تلاش کرد هر منبـع‌ علمی‌ را که‌ به‌ توسعه‌ این‌ تحقیق‌ کمک‌ می‌ کند از هرجا که‌ قابل‌ دریافت‌ باشد شناسایی‌ و اخـذ کـرد. برای‌ مثال، باید دید که‌ تا به‌ حال در دنیا، چه‌ مطالعاتی‌ در زمینه‌ مدیریت‌ جهادی‌ و رویکرد فرهنگـی‌ در مدیریت‌ به‌ ویژه فرهنگ‌ جهادی‌، انجام شـده اسـت‌. بخصـوص بایـد دیـد آیـا کشـورهای‌ اسـلامی‌ گوناگون که‌ حدود دومیلیارد مسلمان را در خود جای‌ داده است‌، اساساً دارای‌ چشم‌ انداز هستند؟ آیا آنان در چشم‌ انداز خود، مدیریت‌ را در نظر گرفته‌ اند؟ آیا مدیریت‌، در چشم‌ انداز آنان محوریـت‌ دارد؟ آیا خود مدیریت‌ آنان داری‌ چشم‌ انداز می‌باشد؟ آیا آن چشم‌ انداز مدیریتی‌ با رویکرد فرهنگی‌ طراحی‌ شده است‌؟ و آخر اینکه‌ آیا رویکرد فرهنگ‌ جهادی‌ بر چشم‌ انداز مدیریت‌ آنان، حاکم‌ است‌؟

با این‌ مقدمه‌، اکنون موضوع رویکرد فرهنگی‌ در مدیریت‌ و چیسـتی‌ آن بررسـی‌ مـی‌ شـود تـا بـا آشنایی‌ اجمالی‌، گامی‌ به‌ سوی‌ تدوین‌ سند راهبردی‌ چشم‌ انداز مدیریت‌ جهادی‌ بـا رویکـرد فرهنـگ‌ جهادی‌ برداشته‌ شود.

الگوی‌ مفهومی‌:

چشم‌ انداز مدیریت‌ جهادی‌ بر چه‌ بستری‌ و بر مبنای‌ کدام الگوی‌ مفهومی‌ قابل‌ تـدوین‌ و ترسـیم‌ است‌؟ هنگامی‌ که‌ در تدوین‌ چشم‌ انداز، رویکرد فرهنگی‌ لحـاظ شـود، الگـوی‌ بنیـادین‌ آن هـم‌ بایـد مبتنی‌ بر فرهنگ‌ باشد.

بنا براین‌، همان طور که‌ پیش‌ از این‌ مطرح شد، هنگامی‌ که‌ رویکرد فرهنگی‌ طرح می‌ شود، بایـد توجه‌ داشت‌ که‌ هر فرهنگ‌ بر بوم خاص خود تکیه‌ دارد؛ پس‌ با یک‌ پسوند ویژهای‌ توصیف‌ می‌شود. به‌ این‌ ترتیب‌ با توجه‌ به‌ خاستگاه فرهنگ‌ جهادی‌، که‌ همان اسلام است‌، به‌ طور طبیعی‌ رویکرد فرهنگی‌ جهاد هم‌ مبتنی‌ بر فرهنگ‌ اسلامی‌ باید باشد. این‌ فرهنگ‌ در طول قرن ها توسط‌ اندیشمندان اسلامی‌ تبیین‌ شده است‌؛ اگر چه‌ نوع تبیین‌ آنان با نـوع تبیـین‌ امـروزین‌ فرهنـگ‌ در ادبیـات علمـی‌ روز تـا حدودی‌ متفاوت است‌.

با نگاهی‌ به‌ آثار اندیشمندان اسلامی‌، می‌ توان استنباط کرد که‌ جعبه‌ ابزار مدیریت‌ جهادی‌ در هر یک‌ از سطوح سه‌ گانه‌ جهاد های‌ اکبر،کبیر و اصغر، ماتریس‌ شناخت‌ وضعیت‌ موجود بسترها و بستر ساز های‌ این‌ پارادایم‌ باز شناسی‌ شده مدیریت‌ و رهبری‌ یعنی‌ مدیریت‌ و رهبری‌ جهادی‌ است‌. این‌ بستر، همان فرهنگ‌ جهادی‌ است‌. شناخت‌ و امکان سنجی‌ ابعاد گوناگون این‌ نوع مدیریت‌، مستلزم تفکر و تدبر اندیشمندان حوزه علم‌ و عمل‌ مدیریت‌ و پاسخ‌ به‌ برخی‌ پرسش‌ هایی‌ از این‌ دست‌ است‌ که‌ در پنج‌ بعد قابل‌ طرح می‌ تواند باشد:

الف‌) بعد چیستی‌ فرهنگ‌ جهادی‌:

١. واقعیت‌ های‌ موجود فرهنگ‌ جهادی‌ چیست‌؟

٢. چرا در حال حاضر وضعیت‌ موجود فرهنگ‌ جهادی‌ در جامعه‌ این‌ گونه‌ است‌؟

٣. فرهنگ‌ جهادی‌ جایگزین‌ ممکن‌ و محتمل‌ در جامعه‌ ی‌ امروز ،چه‌ فرهنگی‌ می‌ تواند باشد؟ ٤. هدف از بررسی‌ مجدد فرهنگ‌ جهادی‌ جامعه‌ چیست‌؟ برنامه‌ مطلوب چیست‌؟

ب) بعد چگونگی‌ فرهنگ‌ جهادی‌:

٥. در صورت مدون بودن، فرهنگ‌ جهادی‌ موجود با چه‌ روشی‌ تدوین‌ و اجرا شده است‌؟ ٦. چرا مسئولان ایجاد و توسعه‌ فرهنگ‌ جهادی‌ موجود، این‌ روش را انتخاب کرده اند؟ ٧. چه‌ روش های‌ دیگری‌ را می‌ توانستند انتخاب کنند؟

٨. روش برتر و مفیدتر که‌ باید انتخاب می‌ شد، کدام روش است‌؟ ج) بعد زمانی‌ فرهنگ‌ جهادی‌:

٩. برنامه‌ فرهنگ‌ جهادی‌ موجود برای‌ چه‌ زمانی‌ طراحی‌ شده است‌؟

١٠. علت‌ انتخاب چنین‌ زمانی‌ برای‌ اجرای‌ این‌ برنامه‌ چه‌ بوده است‌؟

١١. آیا زمان های‌ مناسب‌ تری‌ هم‌ بوده است‌ که‌ بتوان این‌ برنامه‌ را عمال کرد؟

١٢. مناسب‌ ترین‌ زمان برای‌ اجرای‌ برنامه‌ توسعه‌ فرهنگ‌ جهادی‌ چه‌ زمانی‌ است‌؟ د) بعد مکانی‌ فرهنگ‌ جهادی‌:

١٣. برنامه‌ فرهنگ‌ جهادی‌ در کجا طراحی‌ و اجرا شده است‌؟

١٤. چرا این‌ محیط‌ خاص برای‌ اجرای‌ این‌ برنامه‌ جهادی‌ انتخاب شده است‌؟

١٥. این‌ برنامه‌ در چه‌ جاهای‌ دیگری‌ قابل‌ پیاده شدن می‌ باشد؟

١٦. بهترین‌ (مناسب‌ ترین‌) جایی‌ که‌ امکان پیاده شدن این‌ برنامه‌ وجود دارد کجاست‌؟

ه)بعد انسانی‌(مدیریتی‌) فرهنگ‌ جهادی‌:

١٧. چه‌ کسی‌ یا کسانی‌ این‌ برنامه‌ ایجاد و توسعه‌ فرهنگ‌ جهادی‌ را طراحی‌ و اجرا کرده اند؟

١٨. چرا این‌ فرد یا افراد خاص برای‌ طراحی‌ و اجرای‌ برنامه‌ توسعه‌ فرهنگ‌ جهادی‌ انتخاب شده است‌؟

١٩. چه‌ کسان دیگری‌ قابلیت‌ و شایستگی‌ لازم برای‌ طراحی‌ و یا اجرای‌ برنامه‌ ایجاد و توسعه‌ فرهنگ‌ جهادی‌ را دارا هستند؟

٢٠. مناسب‌ ترین‌ افرادی‌ که‌ توانایی‌ طراحی‌ و اجرای‌ برنامه‌ توسعه‌ فرهنگ‌ جهادی‌ را دارند، چه‌ کسانی‌ هستند؟

پرسش‌ هایی‌ از این‌ گونه‌ بسیار است‌ که‌ با اندیشه‌ ورزی‌ در حوزه مدیریت‌ و رهبری‌ جهادی‌ قابل‌ تولید است‌ و زمینه‌ های‌ بیشتری‌ را برای‌ رشد و تعالی‌ علم‌، ایمان، عمل‌ و پیامدهای‌ فراوان مدیریت‌ جهادی‌ خواهد داشت‌.

گونه‌ شناسی‌ مطالعات فرهنگ‌ و مدیریت‌ جهادی‌:

یکی‌ دیگر از مسائلی‌ که‌ در حوزه مطالعات فرهنگ‌ و مدیریت‌ جهادی‌ مطرح است‌ گونه‌ شناسی‌ این‌ مطالعات است‌. با توجه‌ به‌ مطالعه‌ و بررسی‌ این‌ مطالعات در این‌ پژوهش‌ الگوی‌ زیر برای‌ گونه‌ شناسی‌ مطالعات مدیریت‌ و فرهنگ‌ جهادی‌ پیشنهاد می‌ شود:

به‌ عنوان مثال اگر هدف مطالعه‌ الگوهای‌ موفق‌ مدیران جهاد در جهاد سازندگی‌ باشـد. از نظـر سـطح‌ تحلیل‌ در قسمت‌ سازمان قرار می‌ گیرد. منبع‌ بررسی‌ آن تجربه‌ است‌ که‌ در عرصه‌ سازندگی‌ در سطح‌ کاربردی‌ و مربوط به‌ زمان حال انجام می‌ گیرد. این‌ قسمت‌ ها در ماتریس‌ به‌ صورت ستاره نشان داده شده است‌. این‌ الگو می‌ تواند از پراکندگی‌ مطالعات مدیریت‌ جهادی‌ جلوگیری‌ نماید و همچنین‌ نقشه‌ ای‌ برای‌ چشم‌ انداز مطالعات فرهنگ‌ و مدیریت‌ جهادی‌ ارائه‌ نماید. لازم است‌ در ابتدای‌ هر پژوهشـی‌ در این‌ حوزه این‌ ماتریس‌ پر شود تا مشخص‌ شود که‌ این‌ مطالعه‌ چگونه‌ انجام خواهد گرفت‌.

منابع‌:

١- اشنایدر، سوزان، مدیریت‌ در پهنه‌ فرهنگ‌ ها، ترجمـه‌: داوود ایـزدی‌ و اعرابـی‌، تهـران. دفتـر پژوهش‌ های‌ فرهنگی‌، ١٣٨٥

٢- کوزس، ساختن‌ برای‌ ماندن، تهران. نشر فرا. ١٣٨٤

٣- محمدزاده، فرهنگی‌ سازمانی‌، مجله‌ علوم انسانی‌ دانشکده علوم انسانی‌ دانشگاه امام حسین‌ ع.تهران ١٣٨٧

٤- حجازی‌ فر،سعید(١٣٩٤)، چیستی‌ و مولفه‌ های‌ مدیریت‌ جهادی‌، فصلنامه‌ مدیریت‌ اسلامی‌،سال ٢٣ ، شماره٣

٥- شاین‌، ادگار. (١٣٨٣). مدیریت‌ فرهنگ‌ ســازمانی‌ و رهبری‌، مترجم‌ دکتر برزو فرهی‌ بوزنجانی‌ و شمس‌ الدین‌ نوری‌ نجفی‌، چاپ اول، تهران: نشر سیمای‌ جوان.

٦- شنایدر و بارسو. (١٣٧٩). مدیریت‌ در پهنه‌ فرهنگ‌ ها، ترجمه‌ سیدمحمد اعرابی‌ و داود ایزدی‌، تهران: انتشارات دفتر پژوهش‌ های‌ فرهنگی‌

٧- الویري، محسن‌. مسجد ارتباطات‌ و توسعه‌ی‌ پایدار، نامه‌ي صادق‌، شماره‌ي ٣١، ١٣٨٦

٨- درزي نیا، مهدي و امیري، زهرا. بررسی‌ نقش‌ و جایگاه‌ سازمان‌ های‌ مردم‌ نهاد در توسـعه‌روستا، تهران‌، ١٣٨٥

٩- دفت‌، ریچاردال‌. مبانی‌ تئوری‌ و طراحی‌ سازمان‌، ترجمـه‌ پارسـائیان‌ علـی‌ و اعرابـی‌، سـیدمحمد، دفتر پژوهش‌ هاي فرهنگی‌، ١٣٧٨

١٠- رابینز، استیفن‌ پی‌ و اي دي سنزو، دیوید. مبانی‌ مدیریت‌، ترجمه‌ اعرابی‌ سید محمد و حمیـدرفیعی‌، محمد علی‌، تهران‌، دفتر پژوهش‌ هاي فرهنگی‌، ١٣٧٩

١١- فرتوک‌ زاده‌، حمیدرضا. نگاهی‌ به‌ پویایی‌ سیستم‌ ها، دانش‌ مدیریت‌، شماره‌ ١٩ و ٢٠، ١٣٧٢

١٢- قلی‌ پور، آرین‌، جامعه‌ شناسی‌ سازمان‌ ها رویکرد جامعه‌ شناختی‌ به‌ سـازمان‌ ومـدیریت‌،تهران‌: سمت‌، ١٣٨٠

١٣- هچ‌، ماري جو و کانلیف‌، ان‌ ال‌، نظریه‌ سازمان‌، برگردان‌ حسن‌ دانایی‌ فـرد، تهـران‌، موسسـه‌کتاب‌ مهربان‌ نشر، ١٣٨٩

Verified by MonsterInsights