شناسایی موانع تحقق مدیریت اسلامی در کشور بر مبنای فرایند خط مشی گذاری
نویسنده:سعید حجازی فر
منبع: همایش ملی مدیریت جهادی و امنیت ملی
زمان: 1395/۱۱/۱۹
برگزارکننده: دانشگاه عالی دفاع ملی
مقدمه:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری حکومت اسلامی موج جدیدی از توجه به اسلام و علوم اسلامی ایجاد گردید که قابل مقایسه با قبل از آن نیست. در این زمینه تلاشهای بسیاری توسط اندیشمندان و پژوهشگران مسلمان شکل گرفت که به تولید آثاری در زمینه علوم اسلامی و از جمله مدیریت اسلامی منجر گردید. علی رغم همه این تلاشها و با گذشت بیش از سه دهه از انقلاب هنوز این علوم اسلامی و از جمله مدیریت اسلامی به نقطه مطلوب نرسیده اند در صورتی که انتظار این بود که بعد از گذشت سه دهه اتفاقات و حرکتهای جدی باید شکل می گرفت. این امر نشان می دهد که عدم تحقق مدیریت اسلامی در کشور با موانعی مواجه بوده است که باعث شده است مدیریت اسلامی به وضع مناسبی هم در حوزه نظری و هم در حوزه عملی دست نیابد. این پژوهش بر آن است که موانع این امر را شناسایی نماید. مدل دسته بندی این موانع نیز بر اساس مدل فرایند خط مشی گذاری انتخاب شده است. همانطور که مدل فرایند خط مشی گذاری شامل مرحله تدوین، اجرا و ارزیابی است در اینجا نیز موانع در سه مرحله تدوین، اجرا و ارزیابی دسته بندی شده اند. برخی از این موانع ناظر بر حوزه تدوین مدیریت اسلامی و برخی دیگر ناظر بر حوزه اجرای مدیریت اسلامی و برخی دیگر ناظر بر حوزه ارزیابی مدیریت اسلامی هستند.
پیشینه پژوهش:
در مورد پیشینه پژوهش، پژوهشهایی که به بررسی موانع تحقق مدیریت اسلامی در سازمانها پرداخته اند. در جدول ذیل ارائه می گردند.(معصومی مهر و دیگران،۱۳۸۹،صص۱۱۰-۱۰۵)
| ردیف | پژوهشگر | نتایج پژوهش |
| ۱ | هاشم هدایتی | ۱-نامشخص بودن جایگاه و نقش مدیریت اسلامی ۲- عدم ارائه تعریف مشخصی براي مدیریت اسلامی ( که ماهیت آن را هم در ابهام قرار داده است). ۳-ارائه نکردن متدلوژي و روش شناسی معینی براي مدیریت اسلامی ۴- نبودن متولی مشخصی براي مطالعه و تدوین مدیریت اسلامی در جامعه |
| ۲ | نیکزاد لاریجانی | ۱-سیطره و نفوذ رویکرد غربی در جامعه، خود باختگی فرهنگی ۲- عدم آشنایی مدیران و مردم با توان مدیریت اسلامی و بی اعتقادي به کاربردي کردن آن۳- عدم ایجاد تمایز میان شیوه هاي مدیریتی و رویکرد هاي انسانی در مدیریت ۴-نبود تعریف، معیار و محدوده مشخص براي مدیریت اسلامی۵- نبود و یا محدودیت زمینه هاي نظري در مورد مدیریت اسلامی در سطح سازمان ۶-بودن ابهام در معنا ومفهوم مدیریت اسلامی ۷- نبود نگاهی راهبردي به مقوله مدیریت اسلامی ۸-بی توجهی به تحقیقات متفاوت درخصوص مدیریت اسلامی |
| ۳ | هادی کریمی | ۱-رابطه مداري و خویشاوند گرایی۲- قدرت طلبی و تحزب مداري ۳-نبودن فضاي باز و صمیمی ۴- ضعف نظام کنترل و نظارت بر عملکرد ۵- تصمیم گیري نامناسب و عدم توجه به عاقبت کارها ۶- آسان طلبی ۷-عدم استفاده از توان شورا ومشارکت ۸- انحصار طلبی در تخصیص منابع ۹- خودباختگی فرهنگی ۱۰- سطحی نگري و برنامه ریزي هاي کوتاه مدت ۱۱-عدم پاسخ گویی به علت ترس ۱۲-تجمل گرایی مدیران ۱۳- عدم آخرت گرایی ۱۴-عدم توزیع عادلانه درآمدها ۱۵- تناقض در گفتار و عمل ۱۶- عدم رعایت و حفظ کرامت انسانی ۱۷- عدم بصیرت در حوزه دانش و عمل به احکام خداوند ۱۸-عدم تزکیه نفس و آراستگی باطن ۱۹- عدم برقراري نظام عدالت اداري۲۰-عدم استفاده از تجربه ها و اندیشه ها ۲۱-عوام زدگی۲۲- تقدیرگرایی |
| ۴ | روح الله قرشی | -۱ اکتفا به تعریف حداقلی از مدیریت اسلامی ۲- عدم ایجاد و خَلق دانشی جدید در مورد اداره سازمان و حکومت که بر هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی اسلامی مبتنی باشد ۳- ضعف علماي مدبریت در تحقق مدیریت اسلامی(ترجمه صرف) ۴-نپرداختن به چگونگی اجراي مدیریت اسلامی ۵-نبودن شاخصهاي قابل اندازه گیري براي مفاهیم ناب اسلامی مانند عدالت، توحید و … وخروج این مفاهیم از انتزاعی بودن (ذهنی بودن) ۴- ضعف مدیران در تحقق مدیریت اسلامی |
| ۵ | محمدرضا عطاردی | -۱ ارائه نکردن نظریات مدون در مورد چگونگی اجراي مدیریت اسلامی ۲- استفاده ظاهري از متون اسلامی و سیره ائمه(ع) در تدوین الگوي مدیریت اسلامی ۳-جدایی حوزه نظر از حوزه عمل ۴- عدم باور بیشتر استادان علوم انسانی به ورود دین در عرصه علم ۵- عرضه اصول مدیریتی به شرع مقدس براي اثبات اینکه دین هم همان حرفها را می زند ۶- آموزش مفاهیم سکولار و ضد دین به دانشجویان و اداره آینده جامعه توسط همین افراد |
| ۶ | مهدی صفیان بلداجی | ۱- ابهام در چیستی و تعریف مدیریت اسلامی ۲- نفوذ شیوه هاي مدیریت غربی ۳- وجود موانع ساختاري و قانونی ۴- علل روانی: ترس از تغییر و عادت بهوضعیت موجود ۵- در خطر افتادن منافع افراد و گروه ها با تحقق مدیریت اسلامی |
| ۷ | اعظم بابکی راد | ۱-کافی نبودن زمینه هاي اجراي آموزه ها و دستورها در جامعه از سوي مجریان صالح و مرئوسان ۲- کم رنگ بودن نقش محققان و پژوهشگران براي استخراج مبانی و مفاهیم مدیریت اسلامی ۳- عدم تغییرات کلان رفتاري براي اجراي کامل اصول مدیریت اسلامی |
| ۸ | مرتضی پیری | ۱ -خلط اصول علمی مدیریت با اصول اساسی اسلامی ۲- نبود پارادایم مناسب براي مدیریت اسلامی که برخاسته از نص صریح شریعت، سنت، قرآن و احادیث باشد |
| ۹ | سعید امام قلی زاده | ۱-نفوذ و سیطره تفکر مدیریت غربی در بین محققان، مدیران و صاحبنظران۲-بی اعتقادي مدیران و مردم نسبت به اصول مدیریت اسلامی و کاربرد آن ۳- ابهام درمعنا و مفهوم مدیریت اسلامی ۴- نبودن راهبرد و چشم انداز واضح و روشن براي مدیریت اسلامی ۵- عدم تمایز بین مدیریت اسلامی و مدیریت غربی ۶- محدودیت مبانی نظري مدیریت اسلامی ۷- نبودن تحقیقات مختلف در مدیریت اسلامی ۸- عدم تبیین و توضیح مدیریت اسلامی به صورت روشن ۹- وجود نهادهاي موازي درسازمانهاي کشور براي تحقیق در مدیریت اسلامی که باعث دوباره کاري وهزینه هاي بیشتر می شود۱۰- وجود فرهنگ رابطه مداري و خویشاوندگرایی |
| ۱۰ | عبدالمجید ایمانی | ۱- عدم ایفاي مناسب نقش حوزه و دانشگاه براي ارائه نظریه مدیریت اسلامی۲-مطالعات مدیریت اسلامی بیشتر در حوزه قیاس لفظی (معادل مفاهیم مدیریتی را که در مدیریت غربی هست در مبانی اسلامی پیدا می کنیم و مفاهیمی را می پذیریم که با اصول دینی ما منافات نداشته باشد( صورت گرفته و تعریف حداقلی بوده است ۳-ارائه نکردن الگوي مدیریت اسلامی با رویکرد تعریف حداکثري که در آن اسلام به عنوان پارادایم و تفکر غالب باشد |
| ۱۱ | علی حمیدی زاده | ۱-مشخص نبودن تعاریف، محدوده ها و حوزه نظري مدیریت اسلامی ۲- سلطه نظریه هاي غربی و عدم خودباوري محققان داخلی ۳- عدم آشنایی کامل بسیاري ازمدیران و محققان با مدیریت اسلامی و چگونگی کاربردي کردن آن ۴- ابهام درتعریف و مفهوم مدیریت اسلامی ۵- عدم توجه به تحقیق هاي انجام شده در زمینه مدیریت اسلامی ۶- نبودن دیدگاهی راهبردي و بلند مدت در زمینه مطالعات مدیریت اسلامی |
روش پژوهش:
در سالهای اخیر با رشد پژوهشها در حوزه های مختلف علوم و مواجه شدن جامعه علمی با انفجار اطلاعات، اندیشمندان در عمل به این نتیجه رسیده اند که اطلاع و تسلط بر تمامی ابعاد یک رشته و به روز بودن در این زمینه تا حدود زیادی امکان پذیر نیست، لذا انجام پژوهشهای ترکیبی که عصاره پژوهشهای انجام شده در این موضوع خاص را به شیوه نظام مند و علمی فرا روی پژوهشگران قرار می دهند، گسترش روز افزون یافته است (ازکیا و توکلی،۱۳۸۵،ص۲).
پترسون و همکارانش در این باره چنین بیان می کنند که یکی از روش هایی که به منظور بررسی، ترکیب و آسیب شناسی پژوهشهای گذشته در چند سال گذشته معرفی شده است، ” فرا مطالعه ” است[۱] که بیشتر در حوزه پژوهشهای پزشکی و پرستاری مورد استفاده قرار گرفته است. فرا مطالعه، یک تجزیه و تحلیل عمیق از کارهای پژوهشی انجام شده در یک حوزه خاص است. در سالهای گذشته بیشتر از فرا تحلیل نام برده شده است ولی باید گفت که فرا مطالعه با واژه هایی همچون فراتحلیل، فرا ترکیب ( فرا سنتز )، فرا نظری و فرا روش متفاوت است. فرا مطالعه کلیه این مفاهیم را در بر می گیرد. فرا تحلیل که عمدتا در چند سال گذشته به دفعات از آن استفاده شده است، نوعی فرا مطالعه کمی است که فقط بر روی نتایج آماری پژوهشهای گذشته به ویژه فرضیه های پژوهش انجام می گیرد که در طی آن و بر اساس فنون آماری خاصی مثلr وd، اثر اندازه متغیرهای موثر در پژوهشهای گذشته محاسبه می شود. این فرا مطالعه اگر به صورت کیفی و بر روی مفاهیم و نتایج مورد استفاده در مطالعه های گذشته با شیوه کدگذاری متداول در پژوهشهای کیفی مثل نظری برخاسته از داده ها انجام گیرد به نام فرا سنتز یا فرا ترکیب شناخته می شود. اگر این فرا مطالعه فقط در حوزه روش شناسی کارهای گذشته باشد به نام فرا روش معروف است و در صورتی که این فرا مطالعه فقط در حوزه الگوها و چارچوبهای پژوهشهای گذشته باشد، فرا نظری نامیده می شود (سهرابی و همکاران،۱۳۹۰،ص۱۳).
بنچ و دی چنین نتیجه گیری می کنند که به طور کلی می توان گفت که فرا مطالعه شامل چهار قسمت اصلی است که این چهار قسمت عبارت است از: فرا تحلیل[۲] (تحلیل کمَی محتوای مطالعات اولیه)، فرا روش[۳] ( تحلیل روش شناسی مطالعات اولیه)، فرانظری[۴] ( تحلیل نظریه های مطالعات اولیه)، فرا ترکیب[۵] ( تحلیل کیفی محتوای مطالعات اولیه) (سهرابی و همکاران،۱۳۹۰،ص۱۳).
فرانظری:
فرا نظری به تجزیه و تحليل تمایلات نظری، فرضيه ها و نظریه های ایجاد شده درمطالعات اوليه مي پردازد. این تحلیل شامل: الف) پارادایمها یا مکاتب مورد استفاده در تحقيقات و چارچوب نظری که بر انتخاب سؤالات تحقيق، جمع آوری داده و تفسير داده ها اثرگذاشته است. ب( پيشفرض های نظری ارائه شده و بررسي اینکه چطور متن گزارش، ادعای نظری ساخته شده را تحت تأثير قرار داده. ج( روند تاریخي مطالعات و چگونگي سير تکاملي نظری در گذر زمان. د( تجزیه و تحليل محتوای سياسي و اجتماعي فرهنگي مطالعات صورت گرفته و ، ه( ارزیابي کيفيت نظری ایجاد شده؛ است (ادواردز،۲۰۰۹،ص۴۳).
فرا روش:
فرا روش تناسب و درستي روشهای تحقيق در مطالعات اوليه را مورد بررسي قرارمي دهد. و شامل تجزیه و تحليل رویکرد، روشهای نمونه گيری، روش نوشتن فرضيه ها، متغيرها، جامعه و نمونه و هر آنچه که مربوط به بحث روش شناسي است، مي باشد (ادواردز،۲۰۰۹،ص۴۲).
فراترکیب:
فراترکیب مطالعه کیفی می باشد که اطلاعات و یافته های استخراج شده از مطالعات کیفی دیگر، با موضوع مرتبط و مشابه را بررسی می کند. در نتیجه، نمونه مورد نظر برای فرا ترکیب، از مطالعات کیفی منتخب و بر اساس ارتباط آنها با سوال پژوهش تشکیل می شود. فرا ترکیب مستلزم این است که پژوهشگر بازنگری دقیق و عمیقی انجام داده و یافته های پژوهشهای کیفی مرتبط را ترکیب کند. از طریق بررسی یافته های اصلی پژوهش، پژوهشگران واژه هایی را آشکار و ایجاد می کنند که نمایش جامع تری از پدیده تحت بررسی را نشان می دهد (سهرابی و همکاران،۱۳۹۰،ص۱۴).
فراتحلیل:
فراتحليل با مرور نظام مند منابع براي پيدا كردن، ارزشيابي، تركيب و در صورت نياز، جمع بندي آماري، به مستندات و مقالاتي مي پردازد كه پيش از اين پيرامون يك موضوع خاص به رشته تحرير درآمده اند. در روش فراتحليل نخست از طريق شكستن اجزاي كل به ماورا و فراتر از كل اوليه می رسيم و سپس تحليل اوليه را به نحوي منتقل يا تبديل مي كنيم كه يافته هاي نامناسب در چارچوبي قابل قبول قرار گيرند و سرانجام تحليل هاي تركيب شده اطلاعاتي را نشان دهند كه اطلاعات اوليه آن را نشان نداده باشند. به عبارت دقيق تر، فراتحليل يك روش آماري است كه براي تركيب نتايج مجموع هایي از تحقيقات مستقل از يكديگر مورد استفاده قرار مي گيرد (قربانی زاده و همکاران،۱۳۹۱،ص۱۱).
با توجه به مطالب بیان شده، روش تحقیق در پژوهش حاضر، روش فراترکیب می باشد که با مرور ادبیات تحقیق متناسب با موضوع، مقالاتی انتخاب می شوند و پس از استخراج اطلاعات آنها تجزیه و تحلیل شده و یافته های کیفی به صورت نظامند ترکیب می شوند. درواقع نتایج تحقیقات گذشته به عنوان داده ها محسوب می شوند.
مدل مفهومی پژوهش:
مدل مفهومی پژوهش منبعث از مدل فرایند خط مشی گذاری است که شامل تدوین، اجرا و ارزیابی است.
موانع در تدوین:
موانعی که در تدوین مدیریت اسلامی وجود داشتند عبارتند از:
۱-فقر نظری و خلق نشدن دانشی جدید در عرصه سازمان و مدیریت با مبانی اسلامی
۲-نامشخص بودن جایگاه، اهمیت و نقش مدیریت اسلامی در جامعه
۳-نبود اجماع نسبی حوزه و دانشگاه در خصوص چیستی، چرایی و چگونگی مدیریت اسلامی
۴- نبود متولی مشخصی برای مطالعه و تدوین مدیریت اسلامی در جامعه
۵-مشغله های کاری بسیار و فعالیتهای اجرایی روز مره متخصصان و صاحب نظران مدیریت اسلامی در زمینه های غیر از مدیریت اسلامی و در نتیجه توجه کمتر به کار تحقیقاتی زیر بنایی
۶-نبود آماری دقیق از وضعیت موجود مدیریت اسلامی
۷-موضع انفعالی داشتن در قبال نقش دین در اداره حکومت
۸-احساس نیاز نکردن اغلب دانشگاهها و برخی حوزه های علمیه برای اسلامی کردن مدیریت
۹-دشوار و زمان بر بودن مطالعات اسلامی در حوزه مدیریت اسلامی
۱۰- فقدان الگو و مدل کامل مدیریت اسلامی مورد تایید حوزه و دانشگاه
۱۱-پراکندگی و انسجام نداشتن الگوها و مدلهای ارائه شده در مدیریت اسلامی
۱۲-نبود تخصیص منابع و امکانات مناسب برای تحقیق در مباحث مدیریت اسلامی
۱۳-ارائه نشدن روش شناسی معینی برای مدیریت اسلامی
۱۴-نبود رشته ها و گرایشهای مدیریت اسلامی در مقاطع گوناگون تحصیلی دانشگاه
۱۵-باز ماندن و تغییر مسیرموسسات تحقیقاتی فعال در مدیریت اسلامی در طول زمان
۱۶-بی انگیزه شدن طراحان به دلیل طولانی بودن فرایند تصویب و اجرایی کردن خیلی از طر ح های کلان مدیریت اسلامی
۱۷- نبود تشویق های لازم برای انجام مطالعات اسلامی در حوزه مدیریت
۱۸-برخورد شعاری و نمادی با مدیریت اسلامی و استفاده تبلیغاتی و سیاسی از این مفاهیم
۱۹-شتاب زدگی در به ثمر رساندن مطالعات و تحقیقات مدیریت اسلامی
۲۰-حاکم نبودن رویکرد اسلامی در کلیه آموزش های مدیریتی جامعه
۲۱-نبود نگاه راهبردی و بلند مدت به مدیریت اسلامی در سازمان
۲۲-نامشخص بودن بودن اهداف کلان و اصلی سازمان در خصوص تحقق مدیریت اسلامی
۲۳-سیاستگذاری های فرهنگی مقطعی و استمرار نداشتن آنها، توجه به نتایج آنی و نبود آینده نگری مناسب
۲۴- نبود طرح، برنامه، قوانین و مقررات مطلوب برای اجرای کارهای تحقیقاتی انجام شده در مدیریت اسلامی
۲۵-وجود نگاه آکادمیک غربی صرف و بهره نگرفتن از متخصصان آگاه به مدیریت اسلامی در برنامه ریزی ها
۲۶-اقتصاد محوری به جای فرهنگ محوری در برنامه ریزی ها
موانع اجرایی:
موانعی که در اجرای مدیریت اسلامی وجود داشتند عبارتند از:
۱-نبود تصویری روشن از بینش حکومتی اسلام در برخی از مدیران و نا آشنایی آنها با مفاهیم مدیریت اسلامی
۲-تصور مدیران مبنی بر اینکه آموزش رفتار دینی به کارکنان و تربیت آنها فقط وظیفه واحدهای فرهنگی، عقیدتی، یا دفاتر نمایندگی های رهبری است.
۳-سیطره و نفوذ تفکر مدیریت غربی و خود باختگی فرهنگی و نبود خود باوری در سطوح گوناگون مدیریتی
۴- تمایز نگذاشتن میان تکنیک های مدیریت غربی و رویکردهای انسانی در مدیریت اسلامی
۵-نگاه ابزاری مدیران به کارکنان
۶-نبود عزم و تصمیم جدی، ملموس و منسجم مسئولان ارشد نظام در خصوص پرداختن به موضوعات گوناگون مدیریت اسلامی از زوایای گوناگون
۷-نبود استطاعت و خطرپذیری لازم در اجرای الگوهای ارائه شده در مدیریت اسلامی
۸-وجود تعارض در روش های اجرای مدیریت اسلامی
۹- کافی نبودن زمینه های لازم و وجود خلاهای فرهنگی برای اجرای مدل ها و الگوهای ارائه شده در مدیریت اسلامی در سازمانها
۱۰- وجود ساختارهای قدیمی و عاریتی در سازمانها که با الگوهای اسلامی تناسبی ندارد
۱۱-مانع تراشی افراد یا گروههایی که تحقق مدیریت اسلامی افتادن منافع آنان را به خطر می اندازد
۱۲-نبود نظام تشویق و تنبیه مناسب برای اجرای الگوها و مدلهای ارائه شده در خصوص مدیریت اسلامی
۱۳-نا آشنایی مجریان با مدلها و مهارت های مدیریت اسلامی و آموزش ندادن کافی به آنها
۱۴-شکاف و گسست میان چهره های علمی مدیریت اسلامی و چهره های عملی(مسئولان) جامعه و سازمانها و همچنین میان تحقیقات نظری و دستگاههای اجرایی
۱۵- نبود سیستم جبران خدمات نیروی انسانی بر مبنای تعالیم و مبانی اسلام
۱۶- نبود سیستم جذب و استخدام متناسب با ارزشهای اسلامی و الگوی شایسته سالاری
موانع در ارزیابی:
موانعی که در ارزیابی مدیریت اسلامی وجود داشتند عبارتند از:
۱-فقدان سیستم نظارتی دولتی متناسب با مبانی ارزشهای اسلامی
۲-غفلت از کنترلها و نظارتهای درونی
۳- اهتمام نورزیدن به نظارت همگانی(امر به معروف و نهی از منکر)
۴- عقب ماندن دستگاههای نظارتی سازمانها از دستگاههای اجرایی آنها
۵-فقدان سیستم ارزیابی بر مبنای تعالیم اسلامی
۶-نبود تناسب لازم بین الگوها، استانداردها و مدلهای تعالی سازمانها با فرهنگی دینی ما
۷-کمبود پارامترها و مولفه های اندازه گیری شدنی برای مفاهیم ناب اسلامی خروج این مفاهیم از انتزاعی بودن
نتیجه گیری:
با گذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی انتظار این بود که علوم اسلامی از جمله مدیریت اسلامی به نقطه قابل قبولی برسند ولی علی رغم تلاشهای صورت گرفته هنوز توجه به امر مدیریت اسلامی در وضع مناسبی قرار ندارد. این نشان می دهد که موانعی بر سر راه رشد و اعتلا و تحقق مدیریت اسلامی وجود دارد. این پژوهش در پی این بود که این موانع را براساس مدل فرایند خط مشی گذاری شامل تدوین، اجرا و ارزیابی شناسایی نماید. به نظر می رسد در مرحله تدوین، نبود مدل کامل مدیریت اسلامی و وجود ابهام و نبود متولی برای تدوین مدیریت اسلامی، در مرحله اجرا، سیطره و نفوذ تفکر مدیریت غربی و خودباختگی فرهنگی و شکاف بین علم و عمل و در مرحله ارزیابی، فقدان سیستم ارزیابی مبتنی بر مبنای تعالیم اسلامی از مهمترین موانع تحقق مدیریت اسلامی در کشور هستند که به صورت شکل زیر ارائه می گردد.
منابع:
۱-ازکیا مصطفی، توکلی محمود، فراتحلیل مطالعات رضایت شغلی در سازمانهای آموزشی، فصلنامه علوم اجتماعی شماره ۲۷صص۲۶-۱
۲-امامقلی زاده، سعید( ۱۳۸۸ ). تحقیق کلاسی درس فلسفه مدیریت در اسلام(دوره دکتري). قم: دانشگاه پردیس.
۳-ایمانی، عبدالمجید( ۱۳۸۸ ). تحقیق کلاسی درس فلسفه مدیریت در اسلام(دوره دکتري) قم: دانشگاه پردیس.
۴-بابکی راد، اعظم( ۱۳۸۸ ). تحقیق کلاسی درس فلسفه مدیریت در اسلام(دوره دکتري) قم: دانشگاه پردیس.
۵-پیري، مرتضی( ۱۳۸۸ ). تحقیق کلاسی درس فلسفه مدیریت در اسلام(دوره دکتري). قم: دانشگاه پردیس.
۶-حمیدي زاده، علی( ۱۳۸۸ ). تحقیق کلاسی درس فلسفه مدیریت در اسلام(دوره دکتري). قم: دانشگاه پردیس.
۷-سهرابی بابک، اعظمی امیر، یزدانی حمیدرضا، آسیب شناسی پژوهشهای انجام شده در زمینه مدیریت اسلامی با رویکرد فرا ترکیب، چشم انداز مدیریت دولتی، شماره ۶تابستان ۱۳۹۰صص۲۴-۹
۸-قربانی زاده وجه الله، حسن نانگیر طه، رودساز حبیب، فراتحلیل عوامل موثر بر پذیرش فناوری اطلاعات در ایران، پژوهشهای مدیریت در ایران، دوره۱۷، شماره۲ تابستان ۱۳۹۲
۹-صفیان بلداجی، مهدي( ۱۳۸۸ ). تحقیق کلاسی درس فلسفه مدیریت در اسلام (دوره دکتري). قم:دانشگاه پردیس.
۱۰-معصومی مهر حمیدرضا و دیگران،(۱۳۸۹)،طراحی و تدوین الگوی شناخت موانع تحقق مدیریت اسلامی در سازمانها،دوفصلنامه مدیریت اسلامی،سال ۱۹،شماره۱،بهار و تابستان۱۳۹۰،صص۱۳۷-۱۰۳
۱۱-کریمی، هادي. موانع و مشکلات فراروي مدیریت اسلامی در جامعه ایران و راه هاي برون رفت از آن
۱۲-نجفی سولاري، حسن. موانع و مشکلات فراروي مدیریت اسلامی در جامعه ایران و راه کارهاي برون رفت از آن
۱۳-نیکزاد لاریجانی، سعید. موانع و مشکلات فرا روي مدیریت اسلامی در جامعه ي ایران و راه هاي برون رفت از آن.
۱۴-هدایتی، سید هاشم. رویکرد اسلامی مدیریت، موانع و راه کارها.
۱۵-قرشی، سید روح الله( ۱۳۸۸ ). تحقیق کلاسی درس فلسفه مدیریت در اسلام(دوره دکتري) قم:دانشگاه پردیس.
Edwards, M. Davies, M., & Edwards, A. (2009). What are the external influences on information exchange and shared decision-making in healthcare consultations: a meta-synthesis of the literature. Patient education and counseling, 75 (1), 37–۵۲.
[۱] -Meta-Study
[۲]-Meta-Analysis
[۳] -Meta-Method
[۴] -Meta-Theory
[۵] -Meta-Synthesis











